اگر یک طراح در الکترونیک و نرم افزار هستید به این نکته مهم توجه کنید:
در طراحی سیستم های الکترونیک و به خصوص در کاربردهای صنعتی، موارد متعددی وجود دارد که یک طراح باید ساز و کار سیستم و امکانات در دسترس کاربر و عملکردها را خود طراحی کند و برای کاربر تنها نتیجه نهایی که همانا عملکرد درست دستگاه و نرم افزار و ... است، مهم است. مثلا از یک طراح درخواست می شود که دستگاهی طراحی کند یا نرم افزاری را بنویسد که عملیات x را انجام دهد و فرد یا مجموعه درخواست کننده ذهنیتی راجع به جزییاتی که طراح قرار است در دستگاه پیش بینی کند، ندارند. با توجه به اینکه ممکن است از نظر یک طراح امکانی بسیار مفید باشد اما از نظر کاربر واقعی، آن امکان در عمل کاربردی نداشته باشد یا حتی مزاحم کار باشد، یک طراح باید بجای تکیه صرف بر ذهنیات شخصی خود این قابلیت را داشته باشد که خود را بجای کاربر نهایی فرض کند و از آن موضع بررسی کند که چه امکانات و نحوه عملکردی برای این دستگاه مفیدتر و کاربردی تر است و برای احراز این مسئله تا حد مقدور با کاربران و اپراتورهایی که قرار است با آن دستگاه یا نرم افزار کار کنند، تعامل برقرار کند. در سال های گذشته با استفاده از همین روش فرض کردن خود بجای کاربر نهایی و برقراری تعامل با آنها در هنگام طراحی امکانات سخت افزاری و نرم افزاری، نتایج بسیار خوبی حاصل شده و در نهایت منجر به عملکردهایی شده که بسیار فراتر از انتظارات اولیه بوده و حتی خود سفارش دهندگان اولیه هم از ابتدا به ذهنشان نمی رسیده که چنین امکاناتی می توانسته در این دستگاه یا نرم افزار وجود داشته باشد.
@KnowledgePlus
Post #459
2.96K