در تاریخچه عملکرد بیل گیتس و مایکروسافت، یک واقعه کلیدی وجود دارد که اگر محقق نمیشد شاید بیل گیتس و مایکروسافت در جایگاه امروز خود نبودند و نمی توانستند به این مرتبه از رشد و پیشرفت برسند. شانس بزرگ بیل گیتس این بود که زمانی که هنوز مایکروسافت شرکت کوچک و ضعیفی بود، شرکت معظم IBM به دلیل نیازی که داشت قانع شد که درصدی از فروش کامپیوترهای شخصی مجهز به سیستم عامل شرکت مایکروسافت را به آن شرکت بدهد و این توافق مانند یک سکوی پرتاب منجر به تقویت مالی مایکروسافت و بیل گیتس شد و کمک کرد تا مسیر تبدیل شدن به یک غول نرم افزاری و یکی از بزرگترین برندهای تجاری هموار شود.
یک طراح و برنامه نویس و متخصص الکترونیک هم ممکن است بتواند این شانس را داشته باشد که از همین روش بیل گیتس استفاده کند و بجای فروختن اطلاعات و سورس ها و نقشه های طرح های خود، افراد و مجموعه های قوی را مجاب کند که او را در درصدی از سود خود شریک کنند. البته جواب گرفتن از این روش نیازمند بررسی همه جانبه و هوشمندانه بازار هدف و برخورداری از استقامت و مداومت کافی و وزن بالایی از دانش و اطلاعات است به نحوی که برای مجموعه سرمایه گذار این توجیه وجود داشته باشد که او را در سود خود شریک کند.
آنچه که گفته شد یک تئوری روی کاغذ نیست و می شناسیم کسانی را که در همین بازار داخل از طریق بکارگیری موفقیت آمیز این روش با سرمایه اولیه ای در حد یک کامپیوتر و مولتی متر و اسیلوسکوپ و هویه، ره صد ساله را یک شبه طی کردند و به سطحی از پیشرفت اقتصادی رسیدند که با حقوق بگیری یا پروژه انجام دادن محال بود که بتوانند به آن نقطه برسند.
@KnowledgePlus
Post #1338
8.38K
KnowledgePlus.ir فرض کنیم که یک طراح و برنامه نویس حرفه ای و بسیار مسلط ماهی ۱۰ میلیون تومان حقوق بگیرد. همچنین فرض کنیم که در محل سکونت این شخص قیمت هر متر آپارتمان ۲۰ میلیون تومان باشد. بنابراین اگر تمام حقوق خود را هم کنار بگذارد می تواند در محله خود سالی ۶ متر و بعد از…