مطلب زیر در سال 1390 در جریان بحثی در انجمن eca نوشته شد و ممکن است محتوای آن برای برخی قابل تامل و استفاده باشد:
... یکی از مشکلات جامعه ما این است که بسیاری تمام تلاش و همت خود را در زندگی برای اثبات برتری بر هر کس که مقدور باشد، صرف می کنند.
در بحث علم و دانشگاه:
من دانشجو هستم، پس بر تو که دانشجو نیستی
در مقطع کاردانی ناپیوسته هستم، پس بر تو که پیوسته هستی
دانشجوی کارشناسی هستم، پس بر تو که کاردانی هستی
دانشجوی دانشگاه آزاد هستم، پس بر تو که غیر انتفاعی هستی
دانشجوی دولتی هستم، پس بر تو که دانشگاه آزاد هستی
دانشجوی روزانه هستم، پس بر تو که شبانه هستی
استاد دانشگاه دولتی هستم، پس بر تو که استاد دانشگاه آزاد هستی
از خارج کشور مدرک گرفته ام، پس بر تو که از ایران مدرک گرفته ای
و ...
برتری دارم.
و این روحیه که می توان به عنوان نوعی بیماری اجتماعی از آن یاد کرد، بر تمام انگیزه ها و فعالیت های بسیاری از ما سایه افکنده است. یکی از تبعات این نگرش، حاکم شدن اصالت مدرک بجای اصالت توانمندی است و بجای آنکه مدرک تحصیلی تنها به عنوان نشانه و معیاری برای دانایی و توانمندی تلقی شود و اصالت خود را از آن بگیرد، خود به یک هدف و ارزش مستقل تبدیل شده است...
@KnowledgePlus
Post #1098
13K