درباره آردوینو:
دو نفر برای تمرین در یک رشته ورزشی به باشگاه می روند. نفر اول به قصد قهرمانی تمرین می کند و نفر دوم با هدف سلامتی و رسیدن به تناسب اندام ورزش می کند. واضح است که روش و حجم و شدت تمرینات کسی که برای قهرمانی ورزش می کند قابل مقایسه با تمرینات نفر دوم نیست و این البته به این معنی نیست که اگر کسی نمی تواند به قصد قهرمانی تمرین کند باید ورزش را کنار بگذارد. برای نفر دوم که قصد قهرمان شدن را ندارد توجیهی برای انتخاب روش تمرینی نفر اول وجود ندارد و حتی اگر چنین قصدی هم داشته باشد، توان و کشش چنین کاری را ندارد. در برنامه نویسی میکروکنترلر هم شبیه همین مثال برقرار است. در این عرصه اکثریتی شبیه به همان ورزشکاران آماتور وجود دارند که نیازی ندارند که به تمام جزییات و ریزه کاری ها مسلط شوند و کار آنها با ابزارهایی مثل آردوینو کاملا راه می افتد. اما کارهایی هست که با آردوینو نمی توان انجام داد و آن کس که می خواهد حرفه ای ترین و مسلط ترین باشد، مانند آن ورزشکاری که برای قهرمانی تمرین می کند در موارد زیادی به روش ها و ابزارهای متفاوتی نیاز دارد و آردوینو جوابگوی نیازهای او نیست. حال ببینید که شما کجای این داستان هستید تا ضرر و منفعت کار با آردوینو را برای خود بسنجید.
درباره آردوینو - بخش دوم:
آردوینو را از دو منظر می توان ارزیابی کرد: رویکرد آموزشی و رویکرد نتیجه گرایی. اکثر اشکالاتی که در مورد کار با آردوینو مطرح می شود بر مبنای رویکرد آموزشی است. بسیار واضح است و کمتر جای بحثی وجود دارد که آگاهی کامل از ساز و کارهای سخت افزاری و کار با رجیسترها و درگیر شدن با جزییات، از منظر آموزشی بسیار مفیدتر و آموزنده تر از استفاده از ابزاری با مشخصات آردوینو است و کسانی که آموزش کامل تر و با جزییات بیشتری را فرا می گیرند بعدا بهتر می توانند اطلاعات خود را در مباحث پیشرفته تر توسعه بدهند.
اما اگر یک نفر دنبال آموختن نباشد و بلکه بخواهد کار خود را راه بیندازد، هر ابزار و سخت افزار و نرم افزاری که جواب بدهد و نیاز نهایی او را برطرف کند، از منظر نتیجه گرایی به عنوان یک راه حل اصالت دارد. این دیدگاه ایده آل گرا که همه افراد لزوما این توان و نیاز را دارند که به پیشرفته ترین مراتب یادگیری یک موضوع برسند، چندان با واقعیت جاری مطابقت ندارد. کسی که با ابزار ضعیف تری مثل آردوینو کار می کند، اگر این ابزار پاسخگوی تمام نیازهای او هست و انگیزه ای برای آموزش های پیشرفته تر را در آینده ندارد یا کارهایی که از عهده آردوینو بر نمی آید در فهرست نیازهای او نیستند و نخواهند بود، انتخاب مناسبی را انجام داده است.
حاصل آن که برای کسی که به دنبال یک آموزش کامل و بنیادی باشد یادگیری آردوینو به هیچ عنوان کافی نیست. ولی برای کسی که به دنبال چنین سطحی از آموزش نباشد و کاربردی هم مورد نظر او نباشد که انجامش به لحاظ سخت افزاری یا امکانات برنامه نویسی از عهده آردوینو بر نیاید، آردوینو می تواند گزینه بسیار مناسبی برای چنین شخصی باشد. در همین راستا ایجاد فضایی که هر کس با آردوینو کار می کند بی سواد است یا تعابیری نظیر این که آردوینو اسباب بازی است و مواردی از این دست از جمله بحث هایی است که پایه علمی ندارد و نباید به این نظرات چندان توجه کرد.
@KnowledgePlus
Post #1047
20.4K