ایران عزیزمان درگیر جنگی ویرانگر شده است و صدالبته که جنگ و ویرانی غمانگیز و دهشتناک است.
این روزها، برانگیختگی و اندوه ناشی از رنج بیکران هموطنان ممکن است ما را به پرخاشگری بیفایده سوق دهد که البته خلاف عقل است.
به هم پرخاش میکنیم و یکدیگر را وطنفروش و خائن خطاب میکنیم
آنچه برای من، به عنوان یکی از میان بیش از نود میلیون ایرانی نگران، روشن است این که :
نخست، انگ وطنفروشی و بیوطنی زدن به هرکدام از طرفهای این بحث ( در میان مخالفان رژیم حاکم بر ایران) ناروا و غیرمنصفانه است. در استفاده ابزاری از واژهی وطن نباید پیرو جمهوری وطنویرانگر اسلامی شد.
دو دیگر این که تمامی ملامت این جنگ و ویرانی و تباهی دردناک و دهشتناک بر عهده رژیم و سیاستهای متوهمانه و خونبار و آخرالزمانی آن است. انگ و اتهام زدن به روشنفکران و فعالان رقیب، نهایت بیانصافی است. آنها هیچ دخلی و تاثیری در شروع یا پایان احتمالی جنگ نداشتهاند. حتی اگر با تلخکامی، جنگ را تنها راه نجات تلقی کرده باشند.
سه دیگر این که سخن گفتن از اصلاح از درون و مانند آن برای ما که جوانیمان در این امید واهی بر باد رفت و عمر را در صف رأی دادن به خاتمی و موسوی و روحانی گذراندیم و برایشان دل سوزاندیم و خطرکردیم و کتک خوردیم و ….دیگر طنزی تلخ و خندهآور است.
در آیینهی دریای خونی که در دیماه به راه افتاد، تباهی امید به حتی اندکی اصلاح و عقبنشینی دیکتاتور و رژیمش را دیدیم.
برخی البته از سکوت آن روزهایشان پیداست که چشمشان را بسته بودند و ندیدند
و آخر این که با وجود اختلاف نظرها، همگی وطن را دوست داریم و برای سرنوشت تلخش سوگواریم. صفتی را که شایستهی رژیم خونریز و تبهکار و اصلاحناپذیر اسلامی است، به هم خطاب نکنیم.
در انتها این وطن ویران را باید با هم و در کنار هم دوباره بسازیم.
Post #455
12.5K
- 💔 17
- 👍 14
- ❤ 10
- 🕊 7
- 👎 6
- 🔥 1