TGViewer
🚩بسیج دانشجویی خوی 🚩بسیج دانشجویی خوی @khoy_bsj · 116 subscribers
Post #2391 21
🚩بسیج دانشجویی خوی Photo
#بخشی_از_خاطرات


مادر شهید از فرزندی گفت که از چند ماه قبل از شهادت خود بوی شهادت می‌داد. فرزندی که در زندگی عادی یک فرزند تمام بود و به خاطر کوچک ترین موارد احساس مسئولیت می‌کرد.

شهید زینالی اقدم متولد سال ۱۳۶۳ بود و در ۱۲ اسفند ۱۴۰۴ به دست تروریست‌های آمریکایی اسرائیلی در محل خدمت خود سر نماز صبح به همراه چهار تن از یاران خود به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

از این شهید بزرگوار یک دختر و یک پسر خردسال به یادگار ماند.

همسر شهید در پاسخ به پرسش اینکه شما چگونه فرزندان خود را از شهادت پدر خود آگاه نمودید این چنین گفتند:

معصومه فرزند بزرگم کلاس ششمی است و زمانی که رفت و آمد غیر طبیعی و اوضاع اطرافیان را دید ناخواسته به این موضوع پی برد.

معصومه نزد من آمد و پرسید:
مادر کسی که پدر‌اش را از دست می‌دهد یتیم می‌شود؟
یعنی حالا من یتیم شده ام؟

من این چنین پاسخ دادم.
"نه دختر عزیزم پدر همیشه و هر زمان کنار ماست."

ولی حقیقت چه تلخ است که این دخترک کم سن و سال دیگر قرار نبود پدر خود را ببیند.

در مورد یاسین...
فرزند کوچک شهید باید بگویم که او آن زمان کلاس اول بود.

یک کودک چه می‌داند از حوادث رخ داده اطراف‌اش.

او هم متوجه رفت و آمد و ناله و شیون‌ها شده بود ولی درکی از محیط نداشت.

در زمان مراسم خاکسپاری همسرم دوست داشتم یاسین هم باشد.
بالاخره که باید می‌فهمید.

برای همین آن روز او را به اتاقی خلوت بردم و به زبان خود‌اش شروع به تعریف کردن کردم.

یاسین عزیزم یادت‌ هست که پدر وقتی شیفت شب بود تو را مرد خانه خطاب می‌کرد؟
حال که پدر نیست تو مرد خانه من هستی ها...

یاسین با همان لحن کودکانه گفت:
ولی من که همیشه نمی‌تونم مرد خانه باشم.

گفتم چرا می‌توانی...
پدر... او به کربلا رفته...
پدر حال نزد امام حسین است.

طفل بیچاره گمان کرد که پدر‌اش برای زیارت رفته و باز می‌گردد برای همین گفت: آهان...
بالاخره که بر می‌گردد.

پاسخ دادم.
یاسین...
مادر جان... پدر... پدر برای همیشه قرار است نزد امام حسین بماند و دیگر بر نمی‌گردد چون... چون پدر شهید شده‌است.

یاسین تا این را شنید بی‌تابی کرد خود را به این سو آن سو زد.

از آن روز به بعد یاسین در طلب شهادت به سر می‌برد.
مدام می‌پرسد که اگر شهید شود می‌تواند شهید دیگری را به آغوش بکشد؟


سخنان همینجا به پایان رسید.
ولی آن لحظه...
در پایان باید گفت که همسر شهید زینالی اقدم یک اسطوره بود.

یک شیر زن که با شجاعت ایستاد و از خاطراتی گفت که حتی کابوسشان‌ نیز لرز بر اندام ما می‌اندازد.

باشد ‌که همیشه قدر دان و حافظ اسم و رسم شهدای خود باشیم.


____
📍 بسیج دانشجویی شهرستان خوی
«ایتا و تلگرام»
🆔 @khoy_bsj
More from @khoy_bsj
  1. Oct 4, 2026#گزارش_تصویری بازدید از خانواده شهید علی زینالی اقدم دانشجویان و کارکنان دانشگاه‌های پیام…
  2. Oct 4, 2026#بسیج_خدمتگذار_ملت 📸#گزارش_تصویری #روز_دوم 💠ادامه فعالیت گروه جهادی بسیج دانشجویی دانشگا…
  3. Oct 4, 2026•• امام حسین عظیم است اما اعظم از امام حسین علیه السلام آن چیزی است که امام حسین برای آن ق…
  4. Oct 4, 2026#بسیج_پای_کار_مردم 📸#گزارش_تصویری #روز_اول 💠اردوی جهادی بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور خ…
  5. Oct 3, 2026چقد حرف تو این جمله‌ست؛ وَ الوِتْرَ المَوْتُورِ تک و تنها ماند!💔 #اباعبدﷲ ____ 📍 بسیج دا…
  6. Oct 2, 2026‌کسانی به امام زمانشان خواهند رسید، که اهل سرعت باشند؛ و اِلّا تاریخ کربلا نشان داده، که ق…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →