💠آموزش و پرورش مبتنی بر مناسبات انسانی یا منطق کارخانهای؟!
1⃣ یک کارخانه بر اساس تولید محصول استاندارد بنا شده، محصولی که خروجی آن بر اساس چهارچوبهای از پیش تعیین شده قابل پیش بینی است، امکان تغییر و دستکاری و خلاقیت در خط تولید برای کارگر ممکن نیست، کارگر باید مو به مو و دقیقا دستورالعمل ابلاغی را اجرا کند، تخطی او باعث بهم خوردن خط تولید میشود.
2⃣ اما در مدرسه، مناسبات انسانی برقرار است، مخاطب معلم، محصول بی جان و ثابت نیست، انسانهایی متنوع و متفاوت است. ظرفیتها و توانمندیهای مختلفی دارد و رفتارش در موقعیتهای گوناگون تغییر میکند.
3⃣ اگر در مدرسه و نهاد آموزش و پرورش، محتواهای آموزشی هر ساله تکرار شود، برنامهی درسی امکان انعطاف نداشته، به تنوع سلیقهها و استعدادها و فرهنگها توجه نشود، ارزیابی و بررسی عملکرد بر اساس میزان تبعیت از دستورالعملها و ابلاغیهها صورت پذیرد نه خلاقیتها و ابتکارات، مناسبات اداری و بروکراتیک بر افراد حاکم شود، معلم هیچ سهم و نقشی در برنامهریزی و مدیریت آموزشی نداشته باشد و به یک مجری محض بدل گردد، در چنین حالتی، منطق حاکم بر نهاد مدرسه، منطق کارخانهای خواهد بود! بقا و رکود و ثبات امتیاز خواهد بود و تحول و تغییر و رشد مجالی برای ظهور پیدا نخواهند کرد. فرسودگی شغلی دقیقا مانند کارگر یک واحد تولیدی معلم را فرا گرفته و پس از مدتی، حضور معلم در کلاس درس به حضوری ربات وار و فیزیکی محدود خواهد شد!
✍ سعید ابراهیمی
🔰 خشت کج | نقد نظام آموزشی
🆔️ @kheshtekaj
Post #869
1.25K
- 👍 4