کوروش دوم که به کوروش بزرگ و کوروش کبیر مشهور است، بنیانگذار و نخستین شاه شاهنشاهی هخامنشی بود که در بین سالهای ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر نواحی گستردهای از آسیا حکومت میکرد. کوروش در استوانهٔ خود که در بابل کشف شده، خودش را «فرزند کمبوجیه، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ کوروش، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ چیشپیش، شاه بزرگ انشان، از خانوادهای که همیشه پادشاه بودهاست» معرفی میکند. به گفتهٔ هرودوت، کوروش نسب شاهانه داشتهاست و بهجز کتزیاس، دیگر نویسندگان یونانی، ماندانا دختر آستیاگ را مادر کوروش دانستهاند و گزارش دادهاند که کوروش حاصل ازدواج کمبوجیه یکم و ماندانا بودهاست.
برخی از مورخان امروزی این روایت را معتبر میدانند اما برخی دیگر اعتقاد دارند رواج این روایت ریشههای سیاسی داشتهاست و هدفش این بوده که از بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی، مردی نیمهمادی بسازد تا مادها را با فرمانروایی پارسها آشتی دهد و اصولاً رابطهای بین ماندانا دختر آستیاگ و کوروش قائل نیستند و آن را افسانه میدانند.
کوروش از تنها همسر خود کاساندان، دو پسر به نامهای کمبوجیه و بردیا داشت که کمبوجیه را پیش از لشکرکشی به شرق، بهعنوان ولیعهد خود انتخاب کرد. کمبوجیه بهواسطهٔ انتصابش بهعنوان «شاه بابل»، عملاً بهعنوان جانشین تعیین شده بود و کوروش، امور این مملکت را به او واگذار کرد. احتمالاً کمبوجیه پس از مرگ پدرش، به مرزهای شمال شرقی سامان داد و در پاییز سال ۵۲۸ پیش از میلاد، حمله به مصر را آغاز کرد و توانست آنجا را فتح کند.
⍼ در گاهشماری ایران باستان، هر یک از روزهای ماه نام ویژهای داشت و هر ماه نیز نامی مخصوص داشت؛ هرگاه نام روز و نام ماه با یکدیگر یکسان میشد، آن روز را جشن میگرفتند.
در تفکر ایرانی، بهویژه در چارچوب جهانبینی زرتشتی، جهان بر اساس «اشه» (راستی، نظم کیهانی) اداره میشود. مرگ و سوگ بخشی از نظم اشه هستند؛ آنها شر مطلق نیستند، بلکه تضاد یا نیروی مخالف آن، یعنی «دروج» (ناراستی، آشوب)، شر است.
1. مرگ، گذار است نه پایان: * برخلاف دیدگاههایی که مرگ را نیستی مطلق میبینند، در ایران باستانرمرگ جسم برای آزادسازی روان (روان/فروهر) است تا به قلمروی نور یا سرزمین نیاکان بپیوندد. * رقص سوگ در این بستر، تلاشی است برای تسریع یا تسهیل این گذار. حرکت بدن با ریتم مشخص، راهی است برای هدایت روح از عالم فانی به عالم باقی. * رقص سوگ، در واقع بازنمایی توقف موقتی حرکت چرخ زندگی به دلیل فقدان است. رقصکننده با حرکات خود، طبیعت را وادار میکند تا دوباره چرخهی خود را آغاز کند (مانند تولد دوبارهی سیاوش یا رویش مجدد طبیعت پس از یلدا).
2. جنبهی فیزیکی و بدنی رقص در مراسم سوگ بسیار حیاتی بود: 1. تخلیهی انرژی روانی (کاتارسیس): * غم و اندوه انرژی روانی سنگینی است. در آیینهای کهن، رقص (بهویژه ریتمیک و تکرارشونده) به عنوان یک مکانیسم طبیعی، به فرد اجازه میداد که این انرژی انباشتهشده را از طریق حرکت فیزیکی تخلیه کند. * این کار باعث میشد سوگ از یک حالت انزوا و فردی به یک تجربهی جمعی و قابل کنترل تبدیل شود. 2. نمادگرایی خاص حرکات: * حرکات پایینتنه و خم شدن: این حرکات اغلب نماد سقوط به زمین یا فرو رفتن در خاک هستند. بدن را در حالت تواضع و تسلیم در برابر عظمت مرگ نشان میدهند. * حرکات دستها و بالاتنه: دستها معمولاً به سمت آسمان باز میشوند (بهویژه در آیین سیاوش)، که نماد التماس به اهورامزدا یا فراخوانی نیروی پاکی برای یاریرسانی به فرد از دسترفته است. * بیصدا یا کمصدا بودن: در بسیاری از آیینهای سوگ باستانی، رقصها بدون موسیقی صوتی یا با موسیقی بسیار ملایم انجام میشد، تا تمرکز بر حرکت درونی و مراقبه بدنی حفظ شود. 3. استمرار در هنر امروزی (تأثیر فرهنگی): * هرچند شکل آیینی آن تغییر کرده، اما تأثیر آن در هنر معاصر و رقصهای فولکلور ایران مشهود است؛ حرکات آرام، پر از حس و متمرکز بر اندوه در بسیاری از رقصهای بومی، همان میراث رقص سوگ کهن است که تلاش میکند از دل اندوه، زیبایی و نظم را بیرون بکشد.
به زبان ساده، رقص سوگ ایرانی، شاعری با بدن بود که پیام میداد: «ما غمگینیم، اما بخشی از یک نظم بزرگتر هستیم و میتوانیم با آگاهی، این فقدان را در خود هضم کنیم و ادامه دهیم.»
1. از اواخر ساسانیان موبدان زرتشتی در قضاوت، مالیات، جانشینی شاه، سرکوب عقیدتی، دخالت مستقیم کردند و دین تبدیل به قدرت مطلق شد و باعث نارضایتی مردم شد. 2. موبدان خسرو پرویز را برگزیده ایزد معرفی میکرند و آن را تقویت میکردند و مخالفت با شاه مخالفت با دین بود امکان نقد از شاه از بین رفت مخالفان بیشتر شدند سقوط شدت پیدا کرد. 3. شاه اسماعیل تشییع را دین رسمی کرد مخالفان به هر صورتی حذف شدند و این موضوع باعث شورشهای داخلی و دشمن تراشی شد. 4. در زمان فتحعلی شاه قاجار، وابستگی شدید به مراجع دینی تصمیمگیری دولت را کند کرد و اصلاحات و مدیریت بحران را فلج ساخت. 5. در اواخر هخامنشیان موبدان و روحانیون در سیاست دخالت مستقیم پیدا کردند و شاه را قدسی کردند، باعث شد خطاهای نظامی اصلاح نشود و هنگام حمله اسکندر، پشتوانه اجتماعی فرو ریخت. 6. در زمان داریوش موبدان در تصمیمات اداری و مالی دخالت داشتند این باعث شد اصلاحات ناکافی و نارضایتی محلی افزایش یابد. 7. در زمان سامانیان و غزنویان دخالت روحانیت و تعصب مذهبی باعث شد دولت به اصلاحات داخلی و انسجام اجتماعی کمتر توجه کند این امر زمینهساز ضعف طولانیمدت و سقوط سریع پس از بحران شد. 8. در زمان اردشیر سوم موبدان نفوذ زیادی داشتند و شاه جوان و ضعیف بود دخالت مذهبی باعث شد شورشهای داخلی گسترده رخ دهد و قدرت دولت کاهش یابد. 9. در زمان مظفرالدین شاه، قدرت روحانیت زمینهساز محدودیت مشروطیت و ضعف در برابر نفوذ خارجی شد. 10. در سلسله های ماد و ایلام روحانیون صرفاً مشاور نبودند، بلکه اجرای مستقیم احکام الهی را بر عهده داشتند (نقش خدا را اجرا میکردند) و قوانین، مجازاتها و تقسیم اراضی را اغلب بر اساس تفاسیر دینی خود انجام میدادند.
و در آخر در سراسر تاریخ هر کجا دینی متولد شد و قدرت گرفت فاتحهی حکومتها خوانده شد و مردمان با نام دین کشته شدند.
عبارت پارسی "خراباتپر" به معنای "پر از خیالات و عدم رضایت داشتن/ شخصی که از وضعیت فعلی ناراضی است" و خراباتپر بودن به معنی "داشتن حالتی از ناراحتی و عدم رضایت شخص" است.
How can I read @kharabatpor without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for ु خراباتپرོ: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does ु خراباتپرོ have?
ु خراباتپرོ (@kharabatpor) has 17 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does ु خراباتپرོ know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.