گزارش| هر چند وقت یکبار با دختر ده سالهاش از لرستان به تهران میآیند تا بلکه شنوایی سمانه مداوا شود و روزی بتواند بشنود. هر بار در ترمینال یا حیاط بیمارستان شب را صبح میکردند و جایی نداشتند. این بار خانه حیات سقف امنشان شده بود. مادر باورش نمیشد و دائم میپرسید مطمئنید صاحبخانه راضی است؟ گفتیم که صاحبش شمایید. مردم اینجارا تهیه کردهاند تا شما با یک دختر بچه این چند روز در تهران بیجا و مکان نمانید. بین دعاهایش میگفت «اینجا مثل پر قو بود برایمان...»
@khaneyehayat
Post #10
3.12K