روایتی از کارِ داوطلبانه دوستان:
یک آش ساده، یک کوبیدهٔ نذری، و یک کار خیر جمعی... 🥹
توی یک دورهمیِ خودجوشِ خیریه، داشتیم آش میخوردیم که یکدفعه دوستان گفتند:
«دفعهٔ بعد کوبیده میزنیم!» 😋
گفتیم: «آخه خیلی کاره...»
گفتند: «اونش با ما!» 💪
قرار شد هرکس دوست دارد سفارش بدهد، و خریدها با ما، ولی در چشم بر هم زدنی، همهٔ دوستان خودشان پای کار آمدند و خرید و پخت و پز را بر عهده گرفتند.
آستینها بالا زده شد، و نتیجهاش شد ۹۰ سیخ کوبیدهٔ نذری 😋💪
تعدادی از دوستان هم بدون سفارش، مشارکت مالی کردند.
جمعِ کمکها، تبدیل به یک مبلغ خوب شد که در مسیر خودش قرار گرفت:
🔸 بخشی از آن، به خانهٔ عماد ارسال شد تا در راه خدمت به عزیزان نیازمند هزینه شود.
🔸 بخشی دیگر هم مستقیماً به یک خانوادهٔ مستحق داده شد تا لبخندی بر لبانشان بنشیند.
نتیجهٔ نهایی:
با همین کوبیدهٔ خوشمزه و دورهمی، توانستیم کمکی قابل توجه به هموطنان عزیزمان داشته باشیم. 🥳🌱
به همین سادگی،
به همین خوشمزگی،
به همین قشنگی...
Post #1729
800

- ❤ 35