صدوسیزدهمین جلسهی یکشنبههای روایتِ خانه شعر و ادبیات، با هدایت خانم مکرمه شوشتری، در روز یکشنبه ۱۵شهریور ۱۴۰۵ برگزار شد.
متن اول از خانم حاصلی بود و خانم شوشتری توصیه کردند بیشتر خودش و خاطرههای شخصیاش را وسط ماجرا و موضوع متن بیاورد چون نفس جستار شخصی این است که تو به عنوان نویسنده درگیرش باشی.
“سلام کروکدیل عزیزم” عنوان متن بعدی، از خانم طاهری بود. او مادر سه پسر است و خیلی روان و بدون سانسور، و با رگههایی از طنز، از مواجههاش با مردها نوشته بود؛ از مردهای خانواده و فامیل گرفته تا برادر و همسر و در آخر، پسران خودش.
بعد، متنی از خانم حسینی شنیدیم که از فراز و فرودها و پیوندها و گسستهایی در زندگیاش که ساز زدن باعثش بود، نوشته بود.
«شنیدن اینکه همهی آدمها توی زندگیشون یک محدودیتهایی رو تجربه کردهن، ما رو از تنهایی درمیاره. نه فقط محدودیت، هرچیزی، ظلم، فقر، دلشکستگی… اینکه یک روایتی رو میشنوی و میبینی یک آدم دیگه هم تجربهش کرده و تو از تنهایی درمیای خیلی اتفاق شگفتانگیزیه. کمترین کار روایت همینه که یکنفر دیگه با شنیدنش حس کنه فقط خودش نبوده که اون تجربه رو داشته.»
آخرین متن از آقای کمالی بود؛ قصه نقاشیهای تکراری کودکیاش که در تعزیه چراییاش را پیدا کرده بود.
دقایق آخر کلاس هم سالروز تولد خانم شوشتری عزیزمان را جشن گرفتیم.
Post #1383
286