قهرمانان داستان "فروشنده" همچون انسانها در زندگی واقعی، چند بعدی هستند و آدمهایی که خطاها و کجرویها و پلیدی آنان در کنار درستکاری، انساندوستی و نیکاندیشیهایشان به موازات هم در وجود آنها بروز میکند و هر کدام از این صفات تاثیر خاص خود را در زندگیشان برجای میگذارد.
از خطاهایشان مجازات میبینند و از درستکاریهایشان پاداش میگیرند.
احترامشان به انسانها، احترام متقابل آنان را در پی دارد و عشقشان به آدمها، با عشق پاسخ داده میشود.
وقتی زندگیشان سراسر مملوء از ملال و اندوه و محرومیت است، تنها چاره کار را در عشق میجویند و با عشق است که خطاهای گذشتهشان خط بطلان میخورد، زندگی تازهای آغاز میشود و رستگاری به رویشان آغوش میگشاید.
فرانک آلپاین - قهرمان داستان فروشنده- برای رسیدن به این نقطه روشن و پر امید با تمام توان میکوشد روحش را از زشتیها پالایش دهد تا سزاوار دستیابی به عشق باشد.
مالامد با شرح رازهای خصوصی و خواستههای بشری فرانک و دیگر قهرمانان این رمان، تصویری جاندار از آنان برای خواننده ترسیم میکند و هم از این روست که منتقد ادبیِ "شیکاگو تریبون" اهمیت این داستان را در این سه کلمه خلاصه کرده:
"واقعی، زنده، تکاندهنده".
@ketabgrm📚