PLC part 3
خب همونطور که توی مطلب قبلی گفتم، توی پارت سوم میریم سراغ معایبش و اینکه اصلاً چرا این روش فراگیر نشده:
معایب PLC واقعاً جالبن، ولی تقریباً همشون از یه حقیقت نشأت میگیرن و اون اینکه:
سیم برق برای انتقال انرژی طراحی شده، نه انتقال اطلاعات.
معایب این روش عبارتاند از:
1) نویز وحشتناک
این بزرگترین مشکله چون هر وسیله برقی میتونه باعث ایجاد نویز بشه، مثل:
شارژر لپتاپ
آداپتورهای سوئیچینگ
اینورتر پنل خورشیدی
کولر گازی
موتور یخچال
دریل و ابزار برقی
خیلی وقتها روشن شدن یه دستگاه برقی میتونه کیفیت ارتباط روی PLC رو ناگهان نصف کنه.
2) کانال دائماً تغییر میکند
در فیبرنوری کانال تقریباً ثابته، اما توی PLC:
یک نفر چراغ رو روشن میکنه → امپدانس شبکه تغییر میکنه → بازتاب سیگنال تغییر میکنه → کیفیت لینک عوض میشه.
یعنی مودم PLC مدام باید خودش رو با شرایط جدید تطبیق بده.
3) ترانسفورماتورها دشمن PLC هستند
توی Smart Grid این موضوع خیلی مهمه، چون ترانسفورماتورهای توزیع برق معمولاً سیگنالهای فرکانس بالای PLC رو بهخوبی عبور نمیدن. بنابراین اگر بین نقطه A و B یک ترانس وجود داشته باشه، ممکنه اصلاً نتونن مستقیماً با هم ارتباط PLC برقرار کنن. به همین دلیل معمولاً از تجهیزات واسط یا روشهای ارتباطی دیگه هم استفاده میشه.
4) تشعشع ناخواسته
این مورد از نظر مخابراتی خیلی جالبه. سیم برق مثل یک آنتن طراحی نشده، اما در فرکانسهای بالا انرژی RF از اون نشت میکنه و سیم شروع به تابش امواج رادیویی میکنه.
در نتیجه:
ممکنه روی ارتباطات رادیویی تداخل ایجاد بشه.
باید محدودیتها و استانداردهای قانونی مربوط به تداخل الکترومغناطیسی رعایت بشن.
5) امنیت
اگر طراحی ضعیف باشه، سیگنال میتونه در بخشهایی از شبکه برق منتشر بشه. به همین دلیل ارتباطات PLC معمولاً رمزنگاری میشن. البته این مشکل منحصر به PLC نیست؛ Wi-Fi هم چالش مشابهی داره.
6) سرعت واقعی کمتر از تبلیغات
مثلاً روی جعبه یک آداپتور PLC ممکنه نوشته شده باشه 1200 Mbps، اما در عمل شاید:
100 Mbps
200 Mbps
300 Mbps
بگیرید، چون کیفیت سیمکشی خانه، فاصله و نویز تأثیر زیادی روی عملکرد دارن.
7) عملکرد وابسته به سیمکشی ساختمان
دو خانه مشابه میتونن نتایج کاملاً متفاوتی داشته باشن.
مثلاً:
خانه نوساز → عالی
خانه قدیمی با اتصالات فرسوده → ضعیف
این عدم پیشبینیپذیری برای مهندسان شبکه آزاردهنده است.
8) رقابت با فناوریهای بهتر
امروزه PLC باید با اینها رقابت کنه:
Fiber-Optic Communication (فیبر نوری)
Wi-Fi
5G
فیبر سریعتره، پایدارتره و ظرفیت بسیار بالاتری داره.
Wi-Fi هم نصب و راهاندازی سادهتری داره.
برای همین PLC معمولاً یک راهحل تخصصی یا مکمل محسوب میشه، نه انتخاب اول.
اما بزرگترین ایراد از نگاه یک مهندس مخابرات، غیرقابلپیشبینی بودن کانال هست.
در فیبر، کابل شبکه یا لینک مایکروویو، رفتار کانال تا حد زیادی قابل مدلسازی و پیشبینیه. اما در PLC، هر وسیلهای که به پریز وصل یا از اون جدا بشه میتونه ویژگیهای کانال رو تغییر بده. به همین دلیل بخش بزرگی از پیچیدگی PLC صرف مبارزه با محیطیه که دائماً در حال تغییره.
این دقیقاً همون دلیلیه که باعث شده PLC با وجود قدمت زیاد، هیچوقت جای فیبر نوری رو در شبکههای اصلی و Backboneهای مخابراتی نگیره.
البته یه نکته دیگه هم هست که کمتر بهش اشاره میشه:
تمام ارتباطات PLC داخل یک ساختمان، مجتمع، محله یا حتی بخشی از شبکه توزیع برق روی یک بستر فیزیکی مشترک انجام میشه. یعنی برخلاف فیبر نوری که میشه ظرفیتهای بسیار بزرگی به هر مشترک اختصاص داد، در PLC همه کاربران عملاً روی یک محیط انتقال مشترک قرار دارن و باید ظرفیت موجود رو با هم به اشتراک بذارن. این موضوع هم یکی از محدودیتهای ذاتی این فناوری محسوب میشه.
#آموزش #مقاله #PLC
@KernelSP