وقتی فورهندز رو شروع کردم،اصلاً فکرش رو نمیکردم که انقدر بهش وابسته بشم،انقدر دوستش داشته باشم و انقدر عمیق توی قلبم جا باز کنه.فکر نمیکردم یه سریال بتونه اینهمه احساس مختلف رو توی وجودم بیدار کنه و بعد از تموم شدنش،هنوز هم با یادآوری بعضی از صحنههاش،دلم بگیره و بخوام ساعتها بهش فکر کنم...
خیلی خوشحالم که این سریال رو در حال پخش دیدم.خوشحالم که تونستم بخشی از مسیرش رو زندگی کنم؛اینکه هر هفته منتظر شنبه و یکشنبه باشم،تمام طول هفته برای رسیدن قسمتهای جدید هیجان داشته باشم،استرس بکشم که قراره چه اتفاقی بیفته و با هر قسمت،بیشتر از قبل به شخصیتهاش وابسته بشم.
انتظار کشیدن برای قسمت جدید،حدس زدن اتفاقات بعدی و فکر کردن به سرنوشت شخصیتهایی که برام عزیز شده بودن،خودش بخش قشنگی از تجربهی دیدن این سریال بود؛تجربهای که میدونم اگه یه روز دوباره ریواچش کنم،دلم برای تکتک لحظههاش تنگ میشه.
فورهندز رفت توی لیست سریالهای موردعلاقهم؛از اون سریالهایی که مطمئنم یه روز دوباره بهشون برمیگردم، نه فقط برای دیدن دوبارهی داستان، بلکه برای تجربه کردن تمام احساساتی که باهاشون زندگی کردم.از اون داستانهایی که شاید یه روز جزئیات بعضی از اتفاقاتش از یادم بره،اما حسی که بهم دادن،شخصیتهایی که دوستشون داشتم و تأثیری که روی من گذاشتن،برای مدت خیلی طولانی توی قلبم باقی میمونن.
این سریال برای من فقط یه داستان دربارهی موسیقی و چند تا آدم بااستعداد نبود؛خیلی چیزها بهم یاد داد.دربارهی رنجهایی که همیشه دیده نمیشن،دربارهی احساس گناهی که میتونه سالها همراه آدم بمونه،دربارهی تنهایی،فقدان،کمالگرایی،بخشیدن و بخشیده نشدن و دربارهی آدمهایی که ممکنه با وجود تمام احساسات عمیقی که به هم دارن،باز هم نتونن جلوی آسیب دیدن یکدیگر رو بگیرن.بهم یادآوری کرد که هیچوقت نمیتونیم تمام دردهای یه آدم رو فقط از روی چیزی که از بیرون میبینیم قضاوت کنیم و گاهی پشت رفتارهایی که درکشون برامون سخته،یه عالمه رنج و حرف نگفته وجود داره.
واقعاً برای من یه شاهکار بود؛سریالی که از دیدنش خیلی،خیلی،خیلی لذت بردم و با تمام وجودم دوستش داشتم.شاید نتونم دربارهی تکتک بخشهاش بگم که بینقص بودن،اما میتونم با اطمینان بگم که تجربهی تماشاش برای من خاص بود و شخصیتهاش چیزی رو درونم لمس کردن که به این راحتیها فراموشش نمیکنم.
خدافظ فورهندز عزیزم💘
Post #412
1.22K