جونگیو با وجود تمام رنجها،خشم و میل به انتقامی که در وجودش داشت،هنوز رؤیای پیانو زدن با بیاو رو در قلبش نگه داشته بود.کسی که زمانی باعث شده بود دوباره به موسیقی برگرده و امید رو در زندگیش پیدا کنه،به کسی تبدیل شده بود که جونگیو فکر میکرد عامل نابودی رؤیاهاشه؛و بااینحال،نتونسته بود تمام خاطرات و احساساتش نسبت به اون رو کنار بذاره.
Post #401
1.2K
حتی در عمیقترین بخشهای رنجش،بخشی از وجودش به بیاو و رؤیایی که با هم داشتن وابسته بوده:)