TGViewer
Channel Public Channel
کاروند پارسی || محمودفتوحی‌رودمعجنی

کاروند پارسی || محمودفتوحی‌رودمعجنی

@karvandparsi

محمود فتوحی رودمعجنی، دانش‌آموخته زبان و ادبیات فارسی.
Subscribers
4.15K
Photos
216
Videos
32
Links
303
Recent Posts 19 shown
Post #1108 1.01K
Audio
چهارچوبی نشانه‌شناختی برای مطالعه ایران

نشست نخست (۱)

👤 مدرس:
محمود فتوحی رودمعجنی

⏰زمان:
شنبه‌ها، ساعت ۱۷ تا ۱۹

🗺 مکان:
پردیس دانشگاه فردوسی مشهد، ساختمان مرکزی جهاد دانشگاهی، سالن شورا

برگزار کننده: سازمان دانشجویان

@karvabdparsi
  • ❤ 19
  • 🙏 8
  • 👏 3
Post #1107 1.07K
🌲سلسله‌نشست‌های نشانه‌های ایران🌲

✻ چهارچوبی نشانه‌شناختی برای مطالعه ایران

سرفصل‌های دوره:
🔷️ ارائه‌ی چهارچوبی منسجم برای مطالعه ایران در مقام یک سپهر نشانه‌ای

🔷️ آموزش روش‌های تحلیلی نشانه‌شناسی فرهنگی بر اساس نظریه‌های نشانه‌شناسی

🔷️ ایجاد توانایی تحلیل نشانه‌های هویتی، سیاسی، آیینی و بصری ایران در بستر تاریخ و زمان معاصر

🔷️ ارائه الگویی برای شناسایی عیار ایرانیت نشانه

👤 مدرس:
دکتر محمود فتوحی | عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب پارسی

⏰زمان:
شنبه‌ها، ساعت ۱۷ تا ۱۹
نشست نخست: شنبه، ۴ مهرماه ۱۴۰۵


🗺مکان:
پردیس دانشگاه فردوسی، ساختمان مرکزی جهاد دانشگاهی، سالن شورا





🤩کانال خبری سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی
  • ❤ 28
  • 👏 4
  • 😢 2
  • 👎 1
  • 🙏 1
Post #1106 1.81K
Audio
🔸اَدبیَّـتِ نَحْــوِ سعدی (۲)

نشست دوم:
تفسیر نحوی غزل و بحث از پادگزاره


۱. به حسن دلبر من هیچ درنمی‌باید
جز این دقیقه که با دوستان نمی‌پاید

۲. حلاوتی‌ست لب لعل آبدارش را
که در حدیث نیاید چو در حدیث آید

۳. ز چشم غمزده خون می‌رود به حسرت آن
که او به گوشۀ چشم التفات فرماید

۴. بیا که دم به دمت یاد می‌رود هر چند
که یاد آب به جز تشنگی نیفزاید

۵. امیدوارِ تو جمعی که روی بنمایی
اگر چه فتنه نشاید که روی بنماید

۶. نخست خونم اگر می‌روی به قتل بریز
که گر نریزی از دیده‌ام بپالاید

۷. به انتظار تو آبی که می‌رود از چشم
به آب چشم نماند که چشمه می‌زاید

۸. کنند هر کسی از حضرتت تمنایی
خلافِ همت من کز تواَم تو می‌باید

۹. شکر به دست ترش‌روی خادمم مفرست
و گر به دست خودم زهر می‌دهی شاید

۱۰. تو همچو کعبه عزیز اوفتاده‌ای در اصل
که هر که وصل تو خواهد جهان بپیماید

۱۱. من آن قیاس نکردم که زور بازوی عشق
عنانِ عقل ز دست حکیم برباید

۱۲. نگفتمت که به ترکان نظر مکن سعدی
چو تَرکِ تُرک نگفتی تحملّت باید

۱۳. در سرای در این شهر اگر کسی خواهد
که روی خوب نبیند به گل براَنداید


ادبیت نحو سعدی (۱)
ادبیت نحو سعدی (۲)
  • ❤ 33
  • 👏 5
  • 🔥 3
  • 🙏 3
  • 👎 1
Post #1104 1.61K

Forwarded from ژاژ و واژ

زرین‌کوب و سبک هندی

#محمدعلی_شیوا

زنده‌یاد دکتر عبدالحسین زرین‌کوب از معدود ادیبان معاصر بود که در داوری دربارهٔ سبک هندی، خود را از تلقی رایج «انحطاط شعر فارسی در عصر صفوی» کنار کشید. در نگاه او، برای فهم این تحول باید نخست توجه داشت که در این دوره جایگاه اجتماعی شعر تغییر کرده بود: شعر از دربار و «رواق مدرسه» فاصله گرفت و به بازار، قهوه‌خانه و زندگی مردم نزدیک شد. در نتیجه زبان و تخیل شعر نیز تغییر کرد، اصطلاحات مدرسه‌ای و فضل‌فروشی‌های مألوف کمتر شد و زبان محاوره، تجربه‌های روزمره، حکمت عامیانه، ارسال‌المثل، مضمون‌سازی و تصویرهای تازه جای بیشتری یافت.

از نظر زرین‌کوب، این تحول را نمی‌توان صرفاً «سقوط» شعر دانست. تعبیر او شاید خلاصهٔ نگاهش به تمام این دوره باشد:
«انتقال شعر و شاعری از حوزهٔ نفوذ اهل مدرسه به حوزهٔ نفوذ اهل بازار [...] از لحاظ ابداع و آفرینش ادبی به هیچ وجه متضمن انحطاط و رکود هم نگردید.»

و بلافاصله می‌افزاید که این سبک تازه، با همهٔ فاصله‌ای که از سنت قدما گرفته بود، غالباً نشان‌دهندهٔ «نوعی تحرک در جهت واقع‌گرایی و تجدید عهد با زندگی واقعی» بود.
البته این به معنای تأیید بی‌قیدوشرط سبک هندی نیست. زرین‌کوب نقاط آسیب آن را هم می‌بیند: افراط در خیال‌بندی و مضمون‌آفرینی، جست‌وجوی تصویرهای بی‌سابقه، تشبیهات و استعارات دور از ذهن و ورود تعبیرات محاوره‌ای، گاه شعر را به سوی ابهام و غرابت می‌برد. همین افراط‌ها بعدها در برخی پیروان این شیوه، از سرچشمه‌های ضعف آن شد.

اما در میان شاعران این طرز، صائب جایگاهی دیگر دارد. زرین‌کوب او را نقطهٔ تعادل امکانات سبک هندی می‌بیند: شاعری که مضمون تازه می‌سازد، اما در بهترین شعرهایش تازگی مضمون با «عرفان متعادل» و «حکمت تجربی» همراه می‌شود. از همین رو غزل صائب را فقط غزل نمی‌داند، در آن عرفان و حکمت نیز می‌بیند و برخی ابیاتش را «شاهکار ذوق و اندیشه» می‌خواند. به تعبیر او، لطایف سبک هندی در شعر هیچ شاعر این عصر به اندازهٔ صائب مجال ظهور نیافته و در هیچ‌کس نیز تا این اندازه متعادل نشده است.

راز این مضمون‌آفرینی را زرین‌کوب در نوع نگاه صائب به جهان می‌جوید. برای صائب، موضوع شعر تمام نشده است. جهان هنوز پر از چیزهای کوچک و ناشناخته‌ای است که می‌توان شعر نهفته در آنها را کشف کرد. درخت کهن، غنچهٔ پژمرده، آتش، تاک، گهواره، گربه، خاکستر و حتی اشک کباب می‌توانند ناگهان به یک اندیشهٔ اخلاقی یا تجربهٔ انسانی تبدیل شوند. صائب کافی است «با چشم شاعر» به جهان نگاه کند تا در هر چیز فکر و معنی تازه‌ای بیابد. به همین دلیل:

شعر صائب در تلقی زرین‌کوب، شعر مدرسه نیست بلکه شعر زندگی است.

خود صائب در برابر ایرادی مدرسه‌ای گفته بود: «شعر مرا به مدرسه که برد؟» احساس عامه، حکمت عامه و زبان عامه در شعر او مجال بیان یافته و همین به شعرش تازگی و طراوت بخشیده است. البته جست‌وجوی بی‌وقفهٔ مضمون تازه گاه شعر او را پیچیده، نامأنوس و حتی ناهموار می‌کند. زرین‌کوب این ضعف ظاهری را نیز پنهان نمی‌کند.

و در انتهای این مسیر به بیدل می‌رسیم. شاعری که زرین‌کوب او را «نادره‌مردی غریب‌گونه با بینشی کاملاً تازه و با گویشی تقریباً بی‌همانند» می‌خواند. ابهام و دشواری بیدل را کاملاً می‌بیند و حتی می‌نویسد بعضی ابیاتش «بیش از حد مبهم و پیچیده» و گاه ملال‌آور است، اما در همان شعرها طراوتی غیرعادی نیز می‌یابد، شبیه «گل‌های وحشی و گیاهان معطر و ناشناختهٔ کوه‌های هیمالیا».

برای زرین‌کوب، اوج بیدل در غزل است، جایی که «قدرت فکر و بیان» او بیش از همه آشکار می‌شود و سبک هندی به اوج ابهام خود می‌رسد. با این همه، این ابهام صرفاً بازی با کلمات نیست: بیدل «صنعت و مکاشفه» را به‌طرزی استادانه در هم می‌آمیزد. عشق، عرفان، اندیشه و تصویر چنان در هم تنیده‌اند که حتی پشت «تصویرهای رنگین و ضخیم تخیل» نیز می‌توان تپش یک احساس واقعی را شنید.

شاید زیباترین جمع‌بندی زرین‌کوب از تجربهٔ خواندن بیدل در پایان همان مقاله آمده باشد:
زرین‌کوب خواندن دیوان بیدل را به راهپیمایی طولانی در روزی ابری و در جاده‌هایی بی‌انتها تشبیه می‌کند: راه گاه ملال‌آور است، اما «کشف افق‌های تازه» و مواجهه با «زیبایی‌های بی‌سابقه» این ملال را جبران می‌کند.

از مجموع این داوری‌ها شاید بتوان گفت برای او این سبک حاصل تغییر نسبت شعر با زندگی بود: خروج از مدرسه، نزدیک‌شدن به زبان و تجربهٔ مردم، کشف جزئیات، جست‌وجوی معنی بیگانه و تصویر تازه؛ امکانی که در صائب به تعادل رسید و در بیدل تا مرزهای دوردست خیال، اندیشه و ابهام پیش رفت.
ـــــــــــــــــــــــ
برگرفته از:
عبدالحسین زرین‌کوب، زائر هند؛ نقد و شناخت صائب، بیدل و دیگر نازک‌خیالان سبک هندی، به کوشش و پژوهش دکتر محمدعلی شیوا، انتشارات پرنیان خیال، ۱۳۹۸.

@zhazh_o_vazh

📚 لینک دانلود رایگان کتاب «زائر هند»
Telegram ژاژ و واژ
  • ❤ 22
  • 👍 6
  • 👏 2
Post #1103 2.05K
چکامه_علمی_نشانه_شناختی_مفهوم_ایران.pdf2.3 MB
چکامۀ علمی نشانه‌شناختی مفهوم ایران
با تکیه بر چکامه‌های ستایشی فارسی

نقد و تحلیل کتاب چیستی ایران
حبیب الله عباسی
بخارا، سال سی و یکم. شمارۀ 176. مهر-آبان 1405

در این کتاب فتوحی با اتخاذ رویکردی میان‌رشته‌ای، تلاش می‌کند تا این فرآیند ِ ساخت معنا را واکاود. او با عبور از روایت‌های ِ سنتی تاریخ‌نگاری کهً صرفا به دنبال ِ توصیف وقایع هستند، از ابزار نشانه‌شناسی برای ِ کشف لایه‌های ِ زیرین نمادها و نشانه‌ها در متون رسمی بهره می‌گیرد. هدف اصلی آن، تبیین این دقیقه است که ایران ازِ طریق بازی‌های نشانه‌ای در متن‌های درباری، چگونه از پدیده‌ای اجتماعی به ایده‌آلی نمادین تبدیل شده است.
جستار حاضر بر آن است تا ضمن معرفی و تحلیل محتوایی، بررسی روش‌شناسی کتاب و ِ تحلیل مدلهای ارائه‌شده در آن، نوآوری‌های ِ نظری این اثر را در ِ بازخوانیِِ هویت ملی بازشناسی کند و چالش‌ها و مرزهای رویکرد نشانه‌شناختی در مواجهه با واقعیت‌های تاریخی را نیز مورد مداقه قرار دهد.
  • ❤ 25
  • 👎 6
  • 👍 5
  • 🙏 2
Post #1102 2.15K

Forwarded from انتشارات مروارید

خیام پرومته ایران

سینا جهان‌دیده
چاپ اول / تابستان ۱۴۰۵
صفحات ۳۰۸
رقعی - شومیز
قیمت ۸۸۰,۰۰۰ تومان

خیامِ شاعر نه یک فرد، بلکه صورت نمادینی‌ست از اضطراب هستی‌شناختی، لذت‌طلبی تلخ، و رهایی‌خواهی پنهان. او صدای خفه‌شدۀ قرون پرتب‌وتاب ایرانِ اسلامی‌ست، سپر بلای نسلی از اندیشه‌ها و تَمنیّات سرکوب‌شده. رباعیاتی که به نام او شهرت یافتند ‌ـ‌ و در اصل سرگردان بودند میان منسوبان بی‌نام یا متکثر ‌ـ‌ حکایتگر یک گفتمان‌اند: گفتمان خیامیت. این گفتمان، برخاسته از تصادم تمدنی ایرانِ پیشااسلامی با روح شریعت‌محور اسلامی، ابتدا در دل پویایی دوران سامانیان و غزنویان به‌شکل آشکار مجال ظهور یافت و در شعر رودکی و حکمت فردوسی می‌توان نشانه‌های آزاداندیشی و جسارت فکری را دید. اما با ظهور سلجوقیان و شکل‌گیری درون‌گرایی عرفانی ‌ـ‌ همان‌که بعدها در مکتب عراقی به اوج رسید ‌ـ‌ زمینه برای زیست آزادانۀ خیامیت در شعر رسمی تنگ شد. از دل این فشار، خیامیت راهی تازه جُست: ترانه‌ها و رباعیات مردمی. این اشعار، بی‌نام یا گاه با انتساب‌های گوناگون، در کوچه‌پس‌کوچه‌های حافظۀ مردم می‌چرخیدند و از رندی، شراب، بی‌ثباتی جهان، و شریعت‌ستیزی نجوا می‌کر
  • 👏 20
  • ❤ 15
  • 👎 3
Post #1101 4.74K
Audio
🔸اَدبیَّـتِ نَحْــوِ سعدی (۱)

نشست اول:
تفسیر نحوی غزل

لونگینوس:
«تغیر چیدمان واژه‌های جمله، مسیر اندیشه را تغییر می‌دهد».

۱. سرو ایستاده بِهْ، چو تو رفتار می‌کنی
طوطی خموش بِهْ، چو تو گفتار می‌کنی

۲. کس - دل به اختیار- به مهرت نمی‌دهد
دامی نهاده‌ای که گرفتار می‌کنی

۳. تو خود چه فتنه‌ای که به چشمان ترک مست
تاراجِ عقلِ مردمِ هشیار می‌کنی!

۴. از دوستی که دارم و [0] غیرت که می‌برم
خشم آیدم که چشم به اغیار می‌کنی

۵. گفتی نظر خطاست؛ تو دل می‌بری رواست؟
خود کرده جرم و خلق گنهکار می‌کنی

۶. هرگز فرامُشَت نشود دفترِ خِلاف
با دوستان چنین که تو تکرار می‌کنی

۷. دستان به خون تازۀ بیچارگان خضاب [ ]
هرگز کس این [0] کند که تو عیّار می‌کنی

۸. با دشمنان موافق [0] و با دوستان به خشم
یاری نباشد این که تو با یار می‌کنی

۹. تا من سماع می‌شنوم پند نشنوم
ای مدعی! نصیحت بی‌کار می‌کنی

۱۰. گر تیغ می‌زنی، سپر اینک وجود من
صلح است از این طرف که تو پیکار می‌کنی

۱۱. از روی دوست تا نکنی رو به آفتاب
کز آفتاب روی به دیوار می‌کنی

۱۲. زنهار سعدی! از دل سنگین کافرش
کافر چه غم خورد چو تو زنهار می‌کنی

نشست (۱)
نشست (۲)
  • ❤ 39
  • 🙏 7
  • 👎 3
  • 👍 1
  • 👏 1
Post #1098 3.72K
ابرانسان در مکتب وقوع‌گرایی

تماشای شاهکار استاد مهرداد صدری


یک دهه پیش یکی از دوستداران هنر به مینیاتوریست جوانِ اصفهانی سفارش یک نگاره داده؛ با مضمون شعر مشهورِ
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
حاصل سفارش شده  یک نگاره به سبک صفوی با امضای مهرداد صدری که حالا دیگر خود نگارگر آن را بهترین اثر خود می‌داند. در اصفهان، مهمان مالک نگاره بودیم؛ تابلو را از انباری درآوردند. با ظرافت توی پلاستیک ضربه‌گیر بسته‌بندی شده بود. از پاریس که برگردانده‌اند هنوز باز نشده. نگاره را خود استاد صدری به رسم امانت از مالک گرفته برده به نمایشگاهش در پاریس و باز آورده.
پلاستیکها را که باز می‌کردند صدایی مضطرب گفت: « وای! انگار قاب پشت تابلو باز شده!» یک‌مرتبه دل همه را ریخت پایین که: «نکند اصل را برداشته باشند و کپی نگاره را به جاش گذاشته باشند توی قاب!!»
دویدند و ذره‌بین درشتی آوردند. گذاشتند روی زلفهای بلند دختر رقصنده. گیسوی بلند ریخته روی کف دست جوان مست. با دقت تارهای مو را زیر ذره‌بین انداز ورانداز کردند وقتی شنیدیم که: «نه خدا را شکر خودش است» دلهره‌ها فرونشست.
مالک زیر ذره‌بین به ما نشان داد که نقاش، موی ریش و گیسوی آدمها را نازکانه تار تار جدا از هم کشیده. اعجاب آور است.
گفتند: تارهای مو را با یک قلم موی نازک می‌کشند که فقط یک تار مو دارد از موی گربه؛ شگفتا از نازک‌تراشی دست نقاش!

چند نگارگر ایرانی مضمون شعر «از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست» را در مینیاتورهای متنوعی نقش زده‌اند با یک بن‌مایۀ عموماً مشترک. اما  نگارۀ "انسانم آرزوست" اثر استاد صدری با همۀ آثار هم‌مضمونش تفاوتهای بنیادین دارد. از این قرار:

1. در همۀ آثار مشابه شیخ ریش سپید نورانی در محاصرۀ دیو و سیاهی است؛ مضطرب و چراغ به دست می‌خواهد از  یک فضای دهشت‌بار بیرون بزند. فرم و بن‌مایۀ این آثار را یک ساختار تقابلی شکل می‌دهد: دوگانۀ تقابلی «حصار/فرار» یا «گرفتاری/رهایی». فضای مضطرب نگاره‌ها مرکزیتی ندارد و نیروهای درون قاب، میل به فرار از حصار دارند. بر خلاف آن نگاره‌ها، در اثر استاد صدری، شیخ از بیرون به یک بزم انسانی شادمانه می‌آید. نگاههای حاضران بزم به مرکز می گراید. در مرکز یک جوان زیبا با پیراهن ارغوانی و دامن فیروزه‌ای به رقص اندر است؛ دست چپش حالتی استعلایی رو به آسمان دارد و دست راست بر سینه به خویشتن انسانی اشارت می‌کند.
2.  دیوان و ددان وحشی بیرون از بزم انسانی هستند؛ در یک جهان فرعی بیرنگ و بیروح در حاشیۀ قاب. بزم پر نقش و نگار، زرین و آراسته و انسانهایش در شادخواری و نشاط غرق‌اند. شیخ از بیرون کادر ــ ازجهان دیو و دد- ــ به بزم انسانی درمی‌آید با چراغ! به جهان انسان و زیبایی وجودی و رئال است.
3.    شعر "انسانم آرزوست" در سنت فرهنگی ما عمدتاً چنین تفسیر شده که مولوی از مدینۀ مُتغلّبۀ انسانی ملول است و به جستجوی انسان کامل برآمده. بیشترینۀ مفسران، دیو و دد را به جامعۀ انسانی غرق در تباهی تفسیر کرده‌اند و مولوی را جویندۀ انسان کاملِ فرازمینی تعبیر می‌کنند. به همین دلیل است که آن ابر انسان آرمانی در فضای تیرۀ نگاره‌ها غایب است و شیخ شعر، در پی آن "جان والای نایاب" دنبال راه بیرون زدن از نگاره است. اما انسان مطلوب مهرداد صدری در مرکز نگاره حاضر است و حضورش معنابخشِ بزم.
4.    تفسیری که صدری از بیت مولوی به رنگ درآورده یک خوانش انسانگرایانه (اومانیستی) است. صدری را انسانی آرزوست که در عالی‌ترین شکل وقوعی و وجودی‌اش جلوه‌ کند: جوان، زیبا، شاد. این انسان آرمانی اومانیسم و واقعگرایی است؛ در بزم رنگین صدری، پیر و جوان، زن و مردِ مست، همه متحیران خاموشِ این ابر انسان وقوعی هستند. حضور چهار زنِ ساقی و رقصنده، و فقدان نمادهای قدسی، فهم صوفیانه از این نگاره را به کناری می‌راند. شیخ عارفی نیست که با چراغ راه خروج از دخمۀ وجود را می‌جوید بلکه از بیرون می‌آید به جمع شادمانۀ آدمیان. و البته یک آیرونی شیرین نیز در چراغ دست شیخ هست. چراغ برای یافتن راه در عالم دیو و دد به کار شیخ می‌آید نه در بزم روشن و پر نشاط انسانی.
5. نکتۀ در خور تأمل اینکه استاد صدرا ناشنواست. شاید به برکت این نصیبۀ ازلی، ذهن و ضمیر هنرمند اصفهانی از سلطۀ سنتهای تفسیری در امان مانده است. این برداشت خلاق شالوده‎شکن از شعر مولوی، می‌تواند مولود زیست هنرمند در سکوت هستی و بیرون از هیاهوی زبان و جامعۀ تفسیری پیرامونش باشد.
6. تفسیر صدری از شعر عرفانی مولانا، کاملاً وقوعی و گیتیانه است. نگارۀ انسانم آرزوست ادامۀ سبک نگارگری وقوعی صفوی اما برخوردار از نگرشهای وجودگرا و انسانگرایانۀ امروزی است.

اصفهان، سده، 18 مرداد 1405

تصویر پنج نگاره با موضوع مشابه را در کامنتهای پست قبلی ببینید
  • ❤ 25
  • 👏 9
  • 🤔 6
  • 🤩 1
Post #1097 2.8K
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

نگاره به سبک صفوی با امضای مهرداد صدری
خود نگارگر آن را بهترین اثر خود می‌داند.
  • ❤ 17
  • 👍 2
  • 🤩 2
Post #1096 2.33K
#بیدل


در خیال‌آبادِ راحت آگهی نامحرم است
جلوه ننماید بهشت آنجا که جنس آدم است
(بیدل)
  • ❤ 33
  • 👏 27
  • 👍 7
  • 👎 5
  • 🔥 1
Post #1095 7.57K
فرهنگنامۀ قرآنی آنلاین


فرهنگنامه قرآنی، محمدجعفر یاحقی و دیگران. مشهد: بنیاد پژوهشهای آستان قدیس رضوی. ۱۳۷۶.


نسخه جستجوپذیر

شامل ۱۹۰هزار برابرنهاده‌های فارسی
بر اساس ۱۴۲ قرآن خطی
کهن
محفوظ در
کتابخانه آستان قدس رضوی. 


این فرهنگنامه حاوی بیش از ۱۹۰ هزار برابرنهاده فارسی واژگان قرآن از ۱۵۶۱ ریشه عربی است. این برابرنهاده‌ها از ۱۴۲ نسخه خطی مربوط به سده‌های ۴ تا ۱۲ هجری استخراج شده‌اند. در این فرهنگنامه واژگان و ساخت‌های واژگانی بسیاری یافت می‌شوند که در واژه‌نامه‌های سترگی مانند دهخدا  نیز یافت نمی‌شوند. ترجمۀ قرآن قدس نیز یکی از متنهایی است که در فرهنگنامه قرآنی فهرست شده است.


معرفی کتاب اصلی
نگاهی به کتاب فرهنگنامه قرآنی،


https://matr.ir/farhangname/
  • ❤ 22
  • 🔥 10
  • 👎 7
  • 👍 3
  • 👏 3
Post #1092 2.53K

Forwarded from (Morad gholipour)مراد قلی پور

شماره ۲۱۹۱ روزنامه #نقدحال منتشر شد


✅ نقد‌و‌بررسی‌کتاب‌«ايرانيان‌و‌
رويای‌قرآن‌پارسی»اثر«محمود‌
فتوحی‌رودمعجنی
پژوهشی‌در‌باب‌تاريخ‌يک‌رويای‌فرهنگی

✍ #مراد_قلی‌پور

✅ تاریخ انتشار: سه‌شنبه ۲۰ مردادماه ۱۴۰۵


آدرس سایت روزنامه
👇👇👇
naghdehal.com

@naghdehall
  • ❤ 26
  • 🔥 2
  • 👏 2
  • 🤔 2
  • 👍 1
Post #1091 3.63K
درخت سرو آفین
عمر سرو ۱۲۰۰ سال
نزدیک خانه ملاصدرا
مردم کهک می‌گویند ملاصدرا (ف۱۰۵۰ هـ.) زیر این درخت فلسفه تدریس می‌کرده.
  • ❤ 82
  • 🔥 10
  • 🤩 5
Post #1090 2.78K
امروز شنبه آمدم تا پشت در خانهٔ حکیم ملاصدرا در روستای کهک قم.

صدر المتآلهین نزدیک ۱۵ سال تبعیدش را اینجا گذرانده تا مرگ شاه عباس اول (۱۰۳۸ هـ.). بعد از مرگ شاه عباس به دعوت حاکم زادگاه خود شیراز برگشت. برایش در شیراز مدرسه‌ای ساختند.
  • ❤ 57
  • 🔥 1
Post #1089 2.65K
.


تصویر شگرف


نرگسِ شَهلا نبُوَد هر بهار
آنکه بروید به لبِ جویبار

چشمِ بُتان است که گَردونِ دون
بر سرِ چوب آورَد از گِل برون


کاهی کابلی،
درگذشتهٔ ۹۸۸ هـ.
آگره هند

ابوالقاسم نجم الدین محمدش نام بود و در سن شباب کسب علوم در پیش مولانا عبدالرحمن جامی نمود. بنابر علو همت و سُموٌ فطرت به علوم رسمیه قناعت نکرده، روی به علم باطن آورد. به خدمت جمعی رسید و ارادت نگزید. به هندوستان رفت. به خدمت سید محمد هاشم شاه کرمانی الاصل دهلوی الموطن مشهور به شاه جهانگیر رسید و ارادت آن سید والامقام را گزید. از اماجد طریقهٔ سلسلهٔ نعمت اللهیّه محسوب و عارج معارج عالیه شد. وفاتش در سنهٔ ۹۸۸ در اگره هندوستان بود. (ریاض العارفین)
  • ❤ 30
  • 👏 14
  • 🔥 3
  • 🤩 1
Post #1088 2.51K
عصر یکشنبه‌های بخارا

نقد و بررسی کتاب «چیستی ایران»
تألیف محمود فتوحی که از سوی نشر سخن منتشر شده است

با حضور نویسنده و سخنرانی
• دکتر مسعود جعفری جزی،
• مهندس سیدمحمد بهشتی
• یامان حکمت


یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
خانۀ کتاب دبا
  • ❤ 35
  • 👏 4
  • 👎 2
Post #1086 4.07K
Post #1085 2.61K

Forwarded from انتشارات خوارزمی

••••••••••••••••••••••••••••••
چگونه فارسی در هند از زبان یک تمدن به زبان حاشیه تبدیل شد؟

🔺محمود فتوحی در نشست کتاب‌فروشی خوارزمی با عنوان «چرا زبان فارسی در هند با آن همه شکوه کم‌رنگ شد؟» به تاریخ چندصدساله زبان فارسی در شبه‌قاره پرداخت؛ تاریخی که به گفته او روایت شکل‌گیری، گسترش و افول یک حوزه تمدنی است. او در این نشست تلاش کرد روند حضور فارسی در هند، شکل‌گیری اختلاف‌های درونی میان فارسی‌زبانان، نقش استعمار بریتانیا و سرانجام جایگزینی زبان‌های دیگر را بررسی کند.

📌گزارش کامل را در سایت خوارزمی بخوانید

•••
انتشارات خوارزمی
  • ❤ 27
  • 👏 19
  • 👎 3
  • 🔥 2
Older posts →

About this channel

How can I read @karvandparsi without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for کاروند پارسی || محمودفتوحی‌رودمعجنی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does کاروند پارسی || محمودفتوحی‌رودمعجنی have?
کاروند پارسی || محمودفتوحی‌رودمعجنی (@karvandparsi) has 4.15K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does کاروند پارسی || محمودفتوحی‌رودمعجنی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →