«از تاریخ اسلام تا داروینیسم ادبی؛ دو ترجمه تازه از حسن اکبری بیرق»
ملینا عرب
بعضی ترجمهها اتفاقی فراتر از انتقال واژهها از زبانی به زبان دیگرند؛ دریچهای هستند برای ورود یک مسئله تازه به فضای فکری و فرهنگی یک زبان. دو ترجمهٔ تازه حسن اکبری بیرق، استاد دانشگاه سمنان، از این منظر قابل توجهاند؛ دو کتاب با موضوعاتی در ظاهر متفاوت که در عمق، به یک پرسش مشترک نزدیک میشوند: انسان را چگونه میتوان بهتر شناخت؟
در روزگار ما که ترجمه یکی از مهمترین راههای ارتباط میان فرهنگها و جریانهای فکری است، انتخاب یک کتاب برای ترجمه نیز میتواند نوعی انتخاب فکری و فرهنگی باشد.
نخست، کتاب «محمد و مؤمنان در صدر اسلام» نوشته فرد ام. دانر است که با ترجمه حسن اکبری بیرق از سوی نشر کرگدن منتشر شده است. دانر در این اثر، شکلگیری جامعه نخستین پیروان پیامبر اسلام(ص) را در زمینه تاریخی و فکری خاور نزدیکِ اواخر دوران باستان بررسی میکند و برای توصیف مرحله آغازین این جامعه، بر مفهوم «جنبش مؤمنان» تأکید دارد. او نقش ایمان، تقوا و باور به رستگاری را در شکلگیری و گسترش این جامعه مورد توجه قرار میدهد.
ترجمهٔ دوم، مخاطب را از تاریخ اسلام به قلمرو ادبیات میبرد: «خوانش خوی انسانی؛ داروینیسم ادبی در نظر و عمل» نوشته جوزف کارول که با ترجمهٔ حسن اکبری بیرق و به همت نشر خاموش منتشر شده است.
داروینیسم ادبی رویکردی است که میکوشد ادبیات را با توجه به سرشت انسان، ذهن، رفتار اجتماعی و فرایندهای فرگشتی مطالعه کند. این رویکرد، پرسشهایی از این دست را پیش میکشد که چرا انسان داستان میگوید، چرا با شخصیتهای ادبی همدلی میکند و ادبیات چه نسبتی با رفتار و طبیعت انسانی دارد.
شاید در نگاه نخست، این دو کتاب ارتباط چندانی با یکدیگر نداشته باشند؛ یکی به تاریخ صدر اسلام میپردازد و دیگری به نظریهای در مطالعات ادبی. اما هر دو، از دو مسیر متفاوت، به مطالعه انسان نزدیک میشوند؛ انسانی که در یکی در متن تاریخ و شکلگیری یک جامعه دینی بررسی میشود و در دیگری در متن ادبیات، ذهن و رفتار انسانی.
از این منظر، نقش مترجم نیز تنها به برگرداندن متن از یک زبان به زبان دیگر محدود نمیشود. انتخاب آثار برای ترجمه، خود بخشی از فرایند انتقال اندیشه است. ترجمه این دو کتاب، یکی در حوزهٔ تاریخ اسلام و دیگری در حوزهٔ نظریه ادبی، زمینه آشنایی خواننده فارسیزبان را با دو بحث متفاوت اما مهم فراهم میکند.
این موضوع، بهویژه درباره مترجمی که در فضای دانشگاهی نیز به آموزش و پژوهش مشغول است، اهمیت بیشتری پیدا میکند. ترجمه چنین آثاری، راهی است برای آنکه بحثهای تخصصی و گاه دور از دسترس، وارد فضای خواندن و اندیشیدن فارسیزبانان شود؛ از تاریخ شکلگیری نخستین جامعه مسلمانان تا پرسشهای تازه درباره ادبیات و سرشت انسان.
به همین دلیل، انتشار این دو ترجمه را میتوان فراتر از افزوده شدن دو عنوان به بازار نشر دید؛ هر دو كتاب، دانسته هاي پيشين آدمي را درباره دو موضوع مورد بحث(تاريخ صدر اسلام و سرشت طبيعي انسان) به نحوي راديكال به چالش ميكشند و از انسان، اسطوره زدايي مي كنند.
هر دو اثر، از دو مسیر متفاوت، پرسشهایی تازه درباره تاریخ، ایمان، ادبیات و سرشت انسان پیش روی خواننده میگذارند. شاید ارزش چنین ترجمههایی دقیقاً در همین باشد؛ اینکه به جای ارائه پاسخهای آماده، ما را به پرسیدن پرسشهای تازه وادارند.
ترجمه خوب فقط انتقال کلمات نیست؛ انتقال یک جهان فکری است.
Post #5904
478
نشر کرگدن Photo