انگشتام تشنهی واپسین فرصتن#翻訳された文章
گردون شب چرخید و رقصی شکل گرفت
یه موضع معمولی نمیتونه مسحور کننده باشه
وقتی که ستارگان جواهرات رو ستایش میکنن
اشک و عرق هامون بقایای خونعه
این بازی ای نیست که توی نگاه ها دست و پا بزنی
اما استیج راه فراری برام باقی نذاشته
تا همیشه در صدد تحسین تو!!!
بی طاقت شدم
هرگز چنین دروغی ندیده بودم
از بدو تولد تا پایان عمر
این دروغ عشقه و تحفه ای بهر گیتی
به یاد بیار با کی زندگی میکردی
من جونمو برات وسط میذارم
...فدای تو میکنم
فرصتشو بهم میدی مگه نه ؟
اگه تمام آرزوهات رو به حقیقت بدل کنم..
آه اگه بتونم
مشتاق دیدنتم
با ستاره ها عهد آرزو میبندم
چون نمیتونی برگردی اینقدر برات x
ارزشمنده؟
اگه دست نجنبونی دست کم گرفته میشی
روزی که خیالت راحت بشه حالا حالاها نمیاد
نوری از غم هر روز به زندگی تو میتابه
از بدو تولد تا پایان عمر
این دروغ عشقه و تحفه ای بهر گیتی
به یاد نمیارم به عنوان چه کسی زندگی کردم
اگه بتونم به زندگی برت گردونم...
اگه بهت برسم..
برام اهمیتی نداره چه بلایی سرم بیاد
اما به نظر نمیاد همه این خواسته ها به حقیقت بپیونده
اگه به حقیقت نپیونده هم...
من میخوام تو بشم
ستاره ها از هم میپاشن و میدرخشن
من جونمو برات وسط میذارم
...فدای تو میکنم
فرصتشو بهم میدی مگه نه ؟
اگه تمام آرزوهات رو به حقیقت بدل کنم..
آه اگه بتونم
مشتاق دیدنتم
با ستاره ها عهد آرزو میبندم
پس...ای فرزندان ستارگان، عمیق بخوابید
این تلألو کم فروغ نمیشه ،تا زمانی که شما هستین
خب...ای فرزندان ستارگان، خوب هدف بگیرید
از چشم بر هم زدنی دریغ نمی کنم...
تا زمانی که شما باشین!
#日本語
─────── ♡ ───────
˚₊‧꒰ა YŪGEN ໒꒱ ‧₊˚