یه کشک بادمجون و نون تو ماشین داشتم، یادم رفته ببرم خونه خراب شده بود.
صبح اومدم بندازم سطل اشغال، یه پیرمرد کنار سطل نگاهش به دست من بود. نزدیک شدم گفت خراب شده؟ گفتم اره، گفت حیف. نندازش، بده من نون توشه.
سر آشغال انداختن تاحالا خجالت نکشیده بودم.
💬مهاجر
ClovE @Kafiha
Post #463456
50.9K