Post #61610
59
ּꩌ ᰰ ʝ𝗎𝗅𝗂ɑ ⸸ 𝗇𝗂𝗀𝗁ȶ ۫𝁣 وای بعد یه بار با صحرا و دوتا از دوستاش داشتیم میرفتیم بیرون منتظر اسنپ بودیم بعد دوستای صحرا سوار شدن صحرا پشت سرشو نگاه کرد ببینه من چرا نمیام من با یک گورب رندوم تو بغلم داشتم میومدم سوار اسنپ ش-
و خیلی جدی هم داشت با گورب میومد