احتمالاً "جونگیو" در این حالت بود، در حالی که سعی میکرد به تنهایی و در مکانی که اصلاً نمیشناخت، بهبود یابد. 😭
اینو توی توییتر دیدم و خیلی غمگین بود خیلی راست میگه گریم گرفت😭
اگه یذره حال و احوال جونگیو رو تصور کنن
وقتی بیدار شده چقد دنیا براش غریب و تنها بوده چقد سرگردون بوده و همه چی سخت گذشته تنهای تنها اول ۵ سال
و بعد از اونم وقتی یادش اومده از اول مجبور بوده با این همه غم های مختلف کنار بیاد
باور کن حتی اگه یه روز خودمونو جاش بزاریم میفهمیم که چقد سخت و وحشتناکه حتی تصورش
چطور بعضیا درک نمیکنن اصلا درکش سخت نیس