درآمدی بر بوطیقای نورباعی (۹)
بازخوانی مبانی نظری نورباعی بر پایهٔ نوشتهها و آثار جلیل صفربیگی
فراتر از بوطیقا: امضای شخصی جلیل صفربیگی در نورباعی
عینیتبخشی به امر انتزاعی
در کنار گرایش صفربیگی به واژهسازی و ترکیبآفرینی، ویژگی دیگری نیز در جهان شعری او به چشم میخورد که شاید بتوان آن را یکی از شاخصترین امضاهای شخصی او دانست: «عینیتبخشی به مفاهیم انتزاعی».
البته در نورباعیهای صفربیگی، جانبخشی به اشیا و مفاهیم نیز حضوری پررنگ دارد. اشیا سخن میگویند، عمل میکنند و گاه رفتارهای انسانی از خود نشان میدهند. نمونههایی چون:
آجر
دهن پنجرهها را
جر داد
یا:
از شاخهی من
لانهی خود را بردی
هم طعنه به من میزند و
هم تنه
باد
نشان میدهد که شاعر به ظرفیتهای تشخیص و جانبخشی نیز توجه ویژهای دارد.
با این حال، آنچه در شعر او برجستهتر و متمایزتر جلوه میکند، نه صرفاً جانبخشی به اشیا، بلکه تبدیل مفاهیم ذهنی و انتزاعی به پدیدههایی عینی، ملموس و قابل مشاهده است.
در بسیاری از نورباعیهای صفربیگی، مفاهیمی که معمولاً در قلمرو ذهن، احساس یا اندیشه قرار دارند، ناگهان به ماده، شیء، حجم یا پدیدهیی فیزیکی تبدیل میشوند. گویی شاعر میکوشد آنچه را که تنها میتوان احساس کرد، به چیزی بدل کند که بتوان دید، لمس کرد و وزنش را حس کرد.
برای مثال در نورباعی زیر، «دلتنگی» دیگر یک حالت روحی نیست، بلکه به مایعی تبدیل شده است که میتواند از سینه بچکد:
از سینه
هنوز
میچکد دلتنگی
یک پیچ دگر
سفت کن آغوشت را
در نمونهیی دیگر، «تنهایی» نه احساس، بلکه به پدیدهیی طبیعی و دارای حجم و وزن تبدیل میشود:
تنهایی من
پشت مهی از اندوه
کوهیست
فرو رفته
به کولاک خودش
نمونهیی دیگر را میتوان در تصویری چون «رودخانهی خودکشی» دید، جایی که کنشی انسانی و ذهنی، به ناگاه به یک موجودیت طبیعی و جغرافیایی تبدیل میشود:
گیسوی تو
رودخانهی خودکشی است
هر روز
جنازهیی از آن
میگیرند
در چنین لحظاتی، شعر صفربیگی از توصیف احساسات فاصله میگیرد و آنها را به اشیایی قابل مشاهده و قابل لمس تبدیل میکند. شاید بتوان گفت که در جهان او، مفاهیم پیش از آنکه فهمیده شوند، دیده میشوند.
پیوند دادن حوزههای دور از هم
اما این تنها شیوهٔ عبور صفربیگی از مرزهای معمول معنا نیست. یکی دیگر از ویژگیهای چشمگیر نورباعیهای او، پیوند دادن حوزههای معنایی دور از هم و ایجاد ارتباط میان قلمروهایی است که در نگاه نخست هیچ نسبتی با یکدیگر ندارند.
در بسیاری از نورباعیهای او، جهان خوشنویسی با جهان شراب، اسطوره با زندگی روزمره، معماری با عاطفه و طبیعت با تجربههای انسانی درهم میآمیزند و از این برخورد، تصویری تازه و غیرمنتظره متولد میشود.
نمونهٔ مشهور این رویکرد را میتوان در نورباعی زیر دید:
انگار
که با شراب
تحریر شده
خط لب تو
چقدر مستعلیق است
در اینجا شاعر میان سه حوزهٔ کاملاً متفاوت ــ خوشنویسی، مستی و زیبایی چهره ــ پلی میزند و از برخورد آنها واژهیی تازه و تصویری نو میآفریند.
نمونهیی دیگر را میتوان در تصویر «دریغچه» مشاهده کرد جایی که شاعر با پیوند دادن فضای عاطفیِ حسرت و دریغ با معماری و پنجره، به واژهیی میرسد که همزمان هم احساس است و هم شیء:
مانند دو تا دریغچه
رو به همیم
یکبار
کسی
باز نکرده ما را
چنین پیوندهایی در شعر صفربیگی نه حاصل بازی صرف با کلمات، بلکه بخشی از شیوهٔ نگاه او به جهان است، جهانی که در آن مرز میان اشیا، احساسات، اسطورهها، طبیعت و زبان پیوسته در حال جابهجایی است و همین جابهجاییها بخش مهمی از نیروی کشف در نورباعیهای او را پدید میآورد.
#دکتر_محمدعلی_شیوا
#نورباعی
#جلیل_صفربیگی
@zhazh_o_vazh
فهرست درآمدی بر بوطیقای نورباعی:
۱. نورباعی و تفاوت آن با تکبیتی (فرد)
۲. نورباعی و نسبت آن با رباعی
۳. حذف، ایجاز و لحظهٔ کشف
۴. فرم دیداری، تقطیع و استقلال سطر
۵. حذف الزام قافیه
۶. تمرکز بر کانون کشف
۷. نورباعی قالبی نو یا آغاز یک تجربهٔ شاعرانه؟
۸. تصرف در جهان واژهها
۹. عینیتبخشی به امر انتزاعی/ پیوند دادن حوزههای دور از هم
ادامه دارد...
Post #3375
716
Forwarded from ژاژ و واژ