درآمدی بر بوطیقای نورباعی (۴)
بازخوانی مبانی نظری نورباعی بر پایهٔ نوشتهها و آثار جلیل صفربیگی
فرم دیداری، تقطیع و استقلال سطر در نورباعی
اگر وزن رباعی مهمترین پیوند نورباعی با سنت رباعی است، شاید بتوان فرم دیداری و شیوهٔ ارائهٔ شعر را مهمترین نقطهٔ فاصلهٔ آن از رباعی کلاسیک دانست.
جلیل صفربیگی در نوشتههای خود تأکید کرده است که یکی از ویژگیهای اصلی نورباعی، عبور از شکل سنتی و بیتنگار شعر کلاسیک و حرکت به سوی سطر و تقطیع آزاد است. از همین رو، او شکل خطی و مبتنی بر بیت را برای نورباعی مناسب نمیداند و به جای آن، فرم پلکانی و سطرمحور را پیشنهاد میکند.
در شعر کلاسیک فارسی، واحد اصلی سازماندهندهٔ متن، مصراع و بیت است. واژهها، تصاویر و حتی مکثهای موسیقایی، همگی در نسبت با این ساختار تعریف میشوند. اما در نورباعی، به جای مصراع، سطر اهمیت پیدا میکند و شاعر میتواند با شکستن سطرها، نحوهٔ مواجههٔ مخاطب با کلمات و تصاویر را تغییر دهد.
از این منظر، تقطیع صرفاً یک انتخاب ظاهری یا صفحهآرایی نیست، بلکه بخشی از سازوکار تولید معنا در شعر است. جایگاه هر واژه در سطر، فاصلهٔ میان سطرها و ترتیب ظاهر شدن عناصر شعر، میتواند در شدت تأثیرگذاری یا حتی معنای نهایی آن نقش داشته باشد.
به بیان دیگر، در نورباعی کلمات تنها از طریق معنا و موسیقی عمل نمیکنند، بلکه از طریق موقعیت دیداری خود نیز در ساختن تجربهٔ شعری مشارکت دارند.
برای مثال، قرار گرفتن یک واژه در انتهای سطر یا جدا شدن آن از سایر اجزای جمله، میتواند بر برجستگی و تأکید آن بیفزاید و توجه مخاطب را به آن جلب کند. در چنین وضعیتی، شاعر نه فقط با زبان، بلکه با فضای سفید صفحه نیز کار میکند.
شاید بتوان گفت همان نسبتی که سکوت در موسیقی با صدا دارد، فضای خالی صفحه نیز در نورباعی با کلمات پیدا میکند.
مکث، انتظار و تأخیر در رسیدن به واژه یا تصویر بعدی، بخشی از تجربهٔ خواندن شعر را شکل میدهد.
همین ویژگی است که باعث میشود نورباعی، از حیث شیوهٔ ارائه، به شعر نیمایی، شعر سپید و دیگر گونههای شعر معاصر نزدیکتر به نظر برسد، هرچند همچنان از حیث وزن، در قلمرو رباعی باقی میماند.
البته صفربیگی در نوشتههای خود برای تقطیع، قواعد خشک و از پیش تعیینشدهای ارائه نمیکند و به نظر میرسد این حوزه را بیش از هر چیز به ذوق و تصمیم شاعر واگذار میکند. با این حال، اصل فاصله گرفتن از بیتنگاری سنتی و حرکت به سوی سطرهای مستقل، یکی از مؤلفههای ثابت در پیشنهاد او برای نورباعی به شمار میآید.
همین موضوع سبب شده است که برخی از منتقدان و خوانندگان، تقطیع و فرم دیداری را نه یک ویژگی فرعی، بلکه یکی از مهمترین تفاوتهای نورباعی با تکبیتهای مستقل بر وزن رباعی بدانند. اگر وزن رباعی هویت موسیقایی نورباعی را شکل میدهد، فرم سطری و تقطیع آزاد را نیز میتوان مهمترین مؤلفهٔ هویت دیداری آن دانست.
در واقع، نورباعی تنها یک بیت رباعی نیست که به تنهایی چاپ شده باشد، بلکه شعری است که میکوشد از امکانات شعر معاصر در حوزهٔ اجرا و ارائهٔ دیداری نیز بهره بگیرد.
شاید بتوان گفت یکی از مهمترین تلاشهای صفربیگی در پیشنهاد نورباعی، همین انتقال مرکز ثقل شعر از «مصراع» به «سطر» است، تغییری که نه تنها ظاهر شعر، بلکه شیوهٔ خواندن و دریافت آن را نیز دگرگون میکند.
از این منظر، فرم دیداری در نورباعی صرفاً ظرف شعر نیست، بلکه خود بخشی از محتوای آن و یکی از ابزارهای تولید معنا محسوب میشود.
#دکتر_محمدعلی_شیوا
#نورباعی
#جلیل_صفربیگی
@zhazh_o_vazh
فهرست درآمدی بر بوطیقای نورباعی:
۱. نورباعی و تفاوت آن با تکبیتی (فرد)
۲. نورباعی و نسبت آن با رباعی
۳. حذف، ایجاز و لحظهٔ کشف
۴. فرم دیداری، تقطیع و استقلال سطر
ادامه دارد...
Post #3363
653
Forwarded from ژاژ و واژ