درآمدی بر بوطیقای نورباعی (۱)
بازخوانی مبانی نظری نورباعی بر پایهٔ نوشتهها و آثار جلیل صفربیگی
از رباعی تا نورباعی - پیشنهادی در فرم شعر کوتاه فارسی
نورباعی پیشنهادی است که جلیل صفربیگی، رباعیسرای برجستهٔ معاصر، در سالهای اخیر در حوزهٔ شعر کوتاه فارسی مطرح کرده است. پیشنهادی که از دل رباعی برآمده است، نه در برابر آن. نورباعی نه اعلام پایان رباعی است و نه ادعای تأسیس قالبی کاملاً بیسابقه، بلکه تلاشی است برای آزمودن ظرفیتهای تازهٔ یکی از کهنترین و فشردهترین قالبهای شعر فارسی.
شاید مهمترین نکته برای آغاز بحث آن باشد که خود صفربیگی بارها و با صراحت، هرگونه ادعای اختراع یا ابداع مطلق نورباعی را رد کرده است. او یادآوری میکند که تکبیتهای مستقل بر وزن رباعی سابقهیی چندصدساله در شعر فارسی دارند و با تورق دیوانها و تذکرهها میتوان نمونههای فراوانی از آنها را یافت. همچنین در روزگار معاصر نیز شاعرانی تلاش کرده اند در حوزه رباعی نیمایی به صورت پراکنده آثاری را خلق کنند، هرچند نه با عنوان نورباعی و نه بهعنوان یک پیشنهاد مستقل برای شعر کوتاه.
بنابراین آنچه صفربیگی مطرح میکند، کشف سرزمینی ناشناخته نیست، بلکه نامگذاری، صورتبندی و پیشنهاد آگاهانهٔ مسیری است که پیشتر نشانههایی از آن در شعر فارسی وجود داشته است.
او خود نورباعی را «برآمده و درآمده از رباعی» مینامد. تعبیری که نسبت این فرم با رباعی را بهخوبی روشن میکند. نورباعی از رباعی جدا نمیشود، بلکه از دل آن رشد میکند و بخشی از امکانات بالقوهٔ آن را به شکلی تازه فعال میسازد.
🌟 در این یادداشتها تنها میکوشم برخی از مؤلفههای نظری نورباعی را بر پایهٔ نوشتهها و آثار جلیل صفربیگی بازخوانی کنم. عنوان نسبتاً پرطمطراق «درآمدی بر بوطیقای نورباعی» بیش از آنکه ادعای ارائهٔ نظریهیی کامل باشد، تلاشی است برای جلب توجه به ضرورت تأمل در این تجربهٔ شعری و گردآوری سرنخهایی که شاید در آینده بتوانند به فهم دقیقتر این فرم نوظهور کمک کنند، اگرچه به قدر افروختن شمعی نیمسوز در آغاز راه.
•
۱. نورباعی و تفاوت آن با تکبیتی (فرد)
در نگاه نخست ممکن است نورباعی چیزی جز یک «فرد» یا تکبیت مستقل به نظر نرسد اما صفربیگی میان این دو تفاوت قائل است.
در سنت شعر فارسی، تکبیت یا فرد میتواند در هر وزنی سروده شود و تنها یک بیت مستقل باشد اما نورباعی از نظر او پیش از هر چیز به وزن رباعی وابسته است.
همانگونه که هر شعر چهارمصراعی را نمیتوان رباعی نامید و هویت رباعی بیش از آنکه به تعداد مصراعهایش وابسته باشد به وزن خاص آن تعلق دارد، نورباعی نیز تنها یک بیت کوتاه نیست، بلکه تکبیتی است که در قلمرو وزنی رباعی شکل میگیرد.
به بیان دیگر، اگر وزن رباعی را از نورباعی بگیریم، تنها با یک تکبیت کوتاه روبهرو خواهیم بود، نه با آنچه صفربیگی از آن با عنوان نورباعی یاد میکند.
این تأکید بر وزن، در واقع تلاشی است برای حفظ پیوند نورباعی با سنت رباعی. از همین روست که صفربیگی بارها تأکید میکند نورباعی نه در بیرون از رباعی، بلکه در چهارچوب آن تعریف میشود و یکی از دلایل انتخاب نام نپرباعی نیز همین وابستگی ساختاری و تاریخی است.
در واقع اگر رباعی را بتوان فشردهترین قالب مستقل شعر فارسی دانست، نورباعی کوششی است برای انتقال همین فشردگی به واحدی کوچکتر. واحدی که همچنان حافظهٔ وزنی رباعی را با خود حمل میکند، اما میکوشد امکانات تازهیی را در اختیار شاعر قرار دهد.
#دکتر_محمدعلی_شیوا
#نورباعی
#جلیل_صفربیگی
@zhazh_o_vazh
ادامه دارد...
Post #3358
575
Forwarded from ژاژ و واژ