TGViewer
𝖱𝖾𝗌𝗍 مـدفـنِ سـرخ 𝖱𝖾𝗌𝗍 مـدفـنِ سـرخ @jrexdk · 494 subscribers
Post #1058 1.91K
جگوارِ خون‌رنگ…
در دشتِ خاموشِ بابونه‌ها
که نور،دیگر جرأتِ لمسِ خاک را ندارد…
مه مثل خاطره‌ای فرسوده بر شانه‌ی زمین افتاده است.
ستاره‌ها دورتر از همیشه‌اند؛
نمی‌درخشند،فقط نگاه می‌کنند…
به چیزی که دیگر اسمش زندگی نیست.
غروب…نه پایانِ روز،
بلکه زخمی باز بر صورتِ آسمان.
و باد از میانِ استخوان‌های خالیِ جنگل می‌گذرد،بی‌آنکه چیزی را تکان دهد…
فقط یادآوری می‌کند
که هنوز چیزی در حالِ فروپاشی‌ست.
جگوار ایستاده است.

نه در حرکت،نه در سکون…جایی میانِ این دو،که اسم ندارد.
خستگی در چشمانش لانه کرده است؛
نه مثل اشک…
نه مثل درد…
مثل یک حقیقتِ قدیمی که دیگر حتی پرسیده هم نمی‌شود.
و سکوت…
سنگین‌تر از هر صدایی روی جهان افتاده است.
انگار همه‌چیز قبل از اینکه اتفاق بیفتد
از اتفاق افتادن پشیمان شده است.
در دوردست،
هیچ راهی روشن نیست.
فقط تاریکی‌ای که دیگر از تاریکی بودن هم خسته شده است.
جگوارِ خون‌رنگ
سرش را کمی پایین می‌آورد… و جهان
برای لحظه‌ای کوتاه فراموش می‌کند
چگونه باید ادامه بدهد.
اما اگر دقیق نگاه کنی…در سکوتِ چشمانش
همه‌چیز گفته شده است.
داستان،
نه در کلمات…
بلکه در نگاهی پنهان است که باید فهمیده شود.
  • ❤‍🔥 43
More from @jrexdk
  1. Oct 8, 2026175 می‌کنید اینجارو؟
  2. Oct 7, 2026اگه چیزی از زیر دستم جا مونده بهم بگین @klmxwebot
  3. Oct 7, 2026Post #26559
  4. Oct 7, 2026-
  5. Oct 7, 2026نمیدونم رونالدو
  6. Oct 7, 2026@VEXZIR
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →