داستان ازدواج محمد با زینب جحش زن پسر خوانده اش زید:
محمد به خواستگاری زینب برای پسر خوانده اش زید می رود۰ هردو جوان باهم به خوشی ازدواج می کنند۰ اما محمد یک روز به خانه زید پسر خوانده اش بدون تک تک دروازه ورود می کند که زینب را نیمه برهنه می بیند: همان وقت محمد از خود بی خود شده و با خود می گویید: پاک است الله که آفریدگار زیبایی هاست۰ زینب می ترسد و به محمد می گویید: ای پدر! زید خانه نیست و زود خود را می پوشاند۰ اما محمد به او خیره شده۰ پس از ترک خانه ی زید، محمد در فکر نقشه ی بدست آوردن زینب می شود۰ در اینجا محمد از الله و جبراییل دو یار خیالی خود کمک می خواهد۰ الله و جبراییل نخست محمد را از نقش پدرخواندگی زید بیرون می کند تا محمد راحت با زینب همبستر شود۰در مدت چند ثانیه این گونه آیه فرمایشی برای لذت جنسی محمد ساخته می شود:
« محمد پدر هیچ یک از مردان شما نیست۰ اما فرستاده الله و خاتم پیامبران است۰ و الله همواره بر هر چیزی داناست۰ سوره احزاب/آیه ۳۰ »
محمد به زید می گویید که الله و جبراییل به من وحی کردند که زن خود را طلاق بده و از این پس تو پسرم نیستی! زید می گویید یا محمد پس از طلاق زینب چه باید کرد: محمد می گویید که صبر کن یک آیه دیگر هم در راه است: بلی آیه آمد:
« وی را در نکاح تو در آوردیم۰ تا در مورد ازدواج مومنان با زنان پسر خواندگانشان، هنگامیکه آنها را طلاق گفتند۰ گناهی نباشد، و فرمان الله صورت اجرا پذیرد۰ سوره احزاب/آیه ۳۷ »
محمد پس از این آیه به زودترین فرصت به سراغ زینب می رود و به زید می گویید که این نکاح در هفت آسمان توسط الله و جبراییل عقد شد۰ و محمد تازی بدون تلف وقت در بستر خواب زید با زینب سکس می کند۰
پانوشت: الله و جبراییل در قرآن(تازی نامه) همیشه در فکر لذت جنسی محمد اند۰ گاهی با دختر پدر خوانده ی خود، ابوبکر که کودک ۶ساله بنام عایشه داشت، همبستر می شود۰ گاهی با همسر پسر خود همبستر می شود۰ خلاصه تا زنده بود، یک زن عرب را بی داغ نماند۰ این مریض جنسی با آیه های خودساخته خود تا توانست با بانوان بزرگ، دوشیزگان کم سن و کودکان عرب سکس نمود۰
در هر برگ قرآن (تازی نامه) یا از کشتار غیرمسلمانان به گونه وحشیانه گفته شده۰ یا از سوختن در آتش جهنم خیالی گفته شده۰ یا الله و جبراییل همیشه در جست و جوی یک دوشیزه عرب یا کودک برای لذت جنسی محمد اند۰
🆔@JOIN3AAA
Post #3032
5.84K
- 👌 53
- 👍 30
- 👎 5
- 😱 5
- 👏 2