به مناسبت تولد چارلز داروین
تاریخ علم را میتوان به بعد و قبل از سوار شدن چارلز داروین بر کشتی بیگل تقسیم کرد ، سفری که پنج سال به طول انجامید و چنان تاثیر ژرفی بر نگاه داروین به طبیعت داشت که نتایج این تغییرات منجر به نوشتن کتاب "خاستگاه گونهها" شد.
در این کتاب داروین انقلابیترین نظریه تاریخ علم یعنی انتخاب طبیعی را بسط میدهد. او آمده بود کار را یکسره کند یعنی نشان داد که چگونه پدیدههای کور و بی هدف میتوانند نتایجی هدفمند همراه داشته باشند، یا به عبارت دیگر طرحی که ما در جانداران میبینیم چگونه بدون طراح میتواند پدید آید. چالش برانگیز بودن ایده داروین در خاستگاه گونهها، نیای مشترک بود. وی تاکید بسیاری داشت که گونهها می توانند از گونههای دیگر مشتق شده باشند و همه جانداران از یک جد واحد به این گوناگونی رسیدهاند یعنی همه جانداران ریشه زیستی مشترک دارند.
این نگاه به شدت برای مؤمنان هولناک بود زیرا که آنان باور داشتند خدا انسان را شبیه خود آفریده است. حال طبیعتدانی پیدا شده که میگوید که اگر به چند میلیون سال به عقب بروید انسان شبیه میمونها بوده. از سوی دیگر نگاه غالب پیش از داروین به گونههای جانداری مبتنی بر ذاتگرایی بود، یعنی گونهها هیچ سنخیتی با یک دیگر ندارند و هر گونه به طور جدا گانه آفریده شده. صرفا خدا میتواند گونه جدید پدید آورد اما داروین این نگاه غالب را کنار زد و تاکید بسیاری بر سر اشتراک بین گونهها داشت.
🆔@JOIN3AAA
Post #2905
5.3K