⬤ یکی از خطاهای رایج در تحلیل سیاست اسرائیل در قبال ایران، فروکاستن راهبردهای کلان این رژیم به اراده و ترجیحات نخستوزیر مستقر است
گویی با هر جابهجایی در راس دولت، اهداف امنیتی و منطق مواجهه با ایران نیز دستخوش بازتعریف میشوند.
• حال آنکه بررسی روند فعالیتهای موساد از دوره داگان، پاردو، کوهن تا بارنیا از استمرار منطقی راهبردی حکایت دارد که در آن، عملیات اطلاعاتی، ترور و خرابکاری بتدریج از ابزارهایی برای حذف افراد کلیدی و اخلال در برنامه هستهای و فعالیتهای منطقهای ایران، به اجزای کارزاری گستردهتر برای تضعیف ظرفیتهای راهبردی تهران تبدیل شدهاند.
• نقطه عطف این تحول را هم باید در پیوند خوردن این کارزار اطلاعاتی با جنگ جستجو کرد، جایی که ظرفیتهای انباشتهشده طی سالها به بخشی از طراحی عملیات نظامی برای شکلدهی به شرایط میدان تبدیل شدند.
پیوندی که در جنگ 12 روزه و سپس جنگ 40 روزه آشکارتر شد؛ جنگهایی که بدون در نظر گرفتن پیشینه این کارزار و انباشت تدریجی ظرفیتهای اطلاعاتی و عملیاتی، نمیتوان منطق راهبردی آنها را بهدرستی فهمید.
• بنابراین، مسئله دیگر استمرار مجموعهای از عملیاتهای پنهانی نیست، بلکه تحول آنها به مؤلفههایی در طراحی و پیشبرد جنگ است، روندی که در آن، دستاوردهای هر مرحله به زیرساخت عملیاتی مرحله بعد تبدیل میشوند.
• از این منظر، تغییر نخستوزیران و مدیران امنیتی را نباید با تغییر در جهتگیری راهبردی اسرائیل اشتباه گرفت، زیرا آنچه استمرار یافته، نه اراده شخصی یک سیاستمدار، بلکه منطقی فراتر از اشخاص است که مهار ایران را به فرایندی انباشتی از تضعیف و در نهایت تغییر موازنه قدرت تبدیل میکند.
→در چنین چارچوبی، تفاوت میان نتانیاهو، بنت و آیزنکوت، هر اندازه در سطح سیاسی و تاکتیکی واقعی باشد، بهخودی خود به معنای تفاوت در جهتگیری کلان نسبت به ایران نیست.
✍🏻 کاتخون
@jaykhas🇮🇷🔥 | #SA
Post #130331
829
- ❤ 8
- 👍 3