💢 ادامهی بحث جلسهی 4⃣2⃣
✅ پس روشن شد که در زمانهای مختلف جریانهای حاکم به شدت با نقل فضائل و بیان مقام امامت الهی امیرالمؤمنین علیه السلام مبارزه کردند؛ از این رو :
👈 اولاً : به دلیل مصلحت اندیشی و عافیت طلبی مردم، حقیقت طرفداری نداشت .
👈 ثانیاً : حامیان اندکِ حق نیز تحت فشار قرار میگرفتند و از بیان حقیقت منع میشدند. در نتیجه نه تنها برای نقل امامت امیرالمؤمنین علیه السلام توافر دواعی وجود نداشت بلکه انگیزههای فراوانی برای مخفی ساختن فضائل و مقامات ایشان وجود داشت .
🔹 البته کتمان حقایق دین به خاطر ترس و تقیه منحصر به مسأله امامت نبود .
عمران بن حصین نزد اهل سنّت از جایگاه بالایی برخوردار است و از وی بسیار تجلیل میکنند و مقامات معنوی زیادی برای او قائل هستند. وی در آخرین ساعات عمر خویش وقتی که در حال احتضار بود به دنبال کسی فرستاد تا حدیثی را از پیغمبر اکرم (صلیاللّٰهعلیهوآله) برای آن شخص نقل کند عمران بن حصین با آن شخص شرط کرد که : اگر من زنده ماندم حق نداری این حدیث را از من نقل کنی، امّا پس از مرگم آن را نقل کن. [۴]
آن گاه پس از حصول اطمینان، حدیثی را در مورد متعۀ حج برای او نقل کرد.
☑️ چون عمر متعه را تحریم کرده بود، عمران بن حصین با وجود جایگاه بالای خود در جامعه، از نقل حدیث رسول خدا صلی اللّٰه علیه وآله واهمه داشته است.
👈 آیا واقعاً معنای توافر دواعی بر نقل حقایق اسلامی این است؟
وقتی تقیه مانع از نقل یک حدیث فقهی بوده است کسی را یارای آن بوده که حکومت حاکمان را تخطئه کند و ناحق بودن و ظلم ایشان را بر ملا سازد و از امامت الهی امیرالمؤمنین علیه السلام سخن بگوید؟!
✅ اما با این حال، نصوص متواتر و فراوانی به روشنی بر امامت امیرالمؤمنین علیه السلام دلالت دارند، و اخبار زیادی در منابع شیعه و سنّی وجود دارد که هر یک به تنهایی مثبِت ولایت و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین علیه السلام هستند.
و این حقیقت حاکی از آن است که امامت از اصول دین است.
----------
[۱] المستدرک علی الصحیحین: ۲/۳۷۳ حدیث ۳۳۱۲، ۳/۱۶۳ حدیث ۴۷۲۰، مسند الشهاب: ۲/۲۷۳ حدیث ۱۳۴۳، المعجم الاوسط: ۴/۹ حدیث ۳۴۷۸، ۵/۳۵۴ حدیث ۵۵۳۶، المعجم الصغیر: ۱/۲۴۰ حدیث ۳۹۱، المعجم الکبیر: ۳/۴۵ حدیث ۲۶۳۷-۲۶۳۸، کنز العمال: ۱۲/۹۴ حدیث ۳۴۱۴۴ و منابع فراوان دیگر.
[۲] مسند احمد: ۲/۲۲۳ حدیث ۷۰۷۸، المستدرک علی الصحیحین: ۳/۳۸۵ حدیث ۵۴۶۱.
[۳] مرقاة المفاتیح: ۱۱/۳۲۷.
[۴]صحیح مسلم: ۴/۴۸ حدیث ۳۰۳۵: عن مطرّف قال بعث الیّ عمران بن حُصین فی مرضه الذی توفی فیه فقال: انّی کنت محدّثک بأحادیث لعلّ اللّٰه أن ینفعک بها بعدی، إن عشتُ فاکتم عنی، وإن مُتُّ فحدّث بها إن شئت، إنه قد سُلّم علیَّ. إن النبی صلّی اللّٰه علیه وآله قد جمع بین حج وعمرةٍ ثم لم ینزل فیها کتاب اللّٰه ولم ینه عنه نبی اللّٰه صلّی اللّٰه علیه وآله، فقال رجل فیها برأیه ما شاء.
🆔 @javaheralklam
Post #883
785
- 👍 3