✅ فصل هفتم :
#امامت_جزء_اصول_دین_است_یا_فروع_دین
🔵 جلسهی 3⃣1⃣
☑️ نظر قاضی بیضاوی و نقد آن
🔹 برخی از عالمان سنّی ضمن اشاره به اعتقاد شیعه-مبنی بر اصل بودنِ امامت-آن را پذیرفته اند تا به زعم خود از این طریق اعتقاد به امامت بلافصل امیرالمؤمنین علیه السلام را مخدوش سازند .
قاضی بیضاوی مینویسد :
▫️الفصل الثانی فیما علم کذبه وهو قسمان: الأول: ما علم خلافه ضرورة أو استدلالاً... الثانی: ما لو صح لتوفیر الدواعی علی نقله کما نعلم أنه لا بلدة بین مکة والمدینة أکبر منهما إذ لو کان لنقل؛ وادّعت الشیعة أن النص دلّ علی إمامة علی ولم یتواتر کما لم تتواتر الإقامة والتسمیة ومعجزات الرسول صلّی اللّٰه علیه وآله قلنا: الأولان من الفروع ولا کفر ولا بدعة فی مخالفتهما، بخلاف الإمامة. وأما تلک المعجزات فلقلة المشاهدین؛ [۱]
▪️باب دوم در اخبار [است که] شامل فصولی است. فصل دوم در مورد اخباری است که دروغش دانسته شده است و آن بر دو قسم است اول اخباری که با یک امر بدیهی یا استدلال [منطقی] مخالف است. دوم اخباری که در صورت صحت، انگیزه فراوانی برای نقل آن بود [و باید به گوش ما میرسید] چنان که میدانیم شهری بین مکه و مدینه وجود ندارد چرا که اگر [چنین شهری] بود حتماً نقل میشد [و به گوش ما میرسید].
شیعه ادعا میکند که نص، بر امامت علی علیه السلام دلالت دارد در حالی که متواتر نیست؛ چنان که اقامه، شروع نماز با بسم اللّٰه الرحمن الرحیم و معجزات رسول خدا صلّی اللّٰه علیه وآله به تواتر به ما نرسیده است. میگوئیم دو مورد اول - یعنی اقامه و تسمیه-از فروع دین هستند و مخالفت و عدم پذیرش آن دو موجب بدعت و کفر نمی شود؛ بر خلاف امامت [که از اصول دین است و مخالفت با آن موجب کفر است] و امّا [عدم تواتر در نقل] معجزات پیامبر به دلیل قلّت مشاهده کنندگان آن هاست.
✅ منظور بیضاوی آن است که چون امامت از اصول دین است و انکار آن موجب بدعت و کفر میگردد؛ لذا چنان چه نصی در این زمینه وجود داشت، میبایست افراد زیادی آن را نقل میکردند. امّا از آن جا که این نص به تواتر به ما نرسیده است، پس چنین نصی وجود نداشته است.
🔸 سبکی در شرح این عبارت مینویسد:
▫️أجاب... بخلاف الامامة، فإنها من الاصول ومخالفتها بدعة ومؤثرة فی الفتن، فتتوافر الدواعی علی نقلها، فلما لم تتوافر دلّ علی عدم صحته؛ [۲]
▪️پاسخ میدهد به خلاف امامت، پس امامت از اصول است و مخالفت با آن بدعت و انگیزه فتنه است و انگیزۀ نقل آن فراوان بوده است لذا عدم تواتر آن بر عدم صحتش دلالت میکند.
🔹 اسنوی نیز مطلبی با مضمون بالا بیان میکند . [۳]
✅ نقد و پاسخ به شبههی بیضاوی و اتباع آن در جلسه بعدی انشاءالله
----------
[۱] الابهاج فی شرح المنهاج: ۲/۲۹۵
[۲]همان: ۲/۲۹۶
[۳] نهایة السؤل شرح منهاج الوصول: ۲/۳۸
⚠️ ادامه دارد .....
🆔 @javaheralklam
Post #763
304