🔹برای فهم دقیق روایت فوق، ابتدا لازم است که روایات دیگری را بهصورت دقیق بررسی کنیم:
▫️فَأَمَّا مَا رَوَاهُ سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ أَسْأَلُهُ عَنِ الْمَسْحِ عَلَى الْقَدَمَيْنِ فَقَالَ: الْوُضُوءُ بِالْمَسْحِ وَلَا يَجِبُ فِيهِ إِلَّا ذَاكَ، وَمَنْ غَسَلَ فَلَا بَأْسَ
📚 الاستبصارجلد اول صفحهی ۶۵
📚 معجم الأحاديث المعتبرة جلد چهارم صفحهی۱۸۷
👈 ایوب بن نوح میگوید: به امام هادی علیهالسلام نامه نوشتم و درباره مسح بر دو پا از ایشان سؤال کردم. حضرت در پاسخ فرمودند: وضو با مسح است و در وضو چیزی جز مسح واجب نیست؛ و کسی که [پاها را] بشوید، اشکالی ندارد.
🔹 این روایت از جهت سند صحیح است و راوی اصلی آن، ایوب بن نوح، از شخصیتهای برجسته اصحاب ائمه علیهمالسلام است. نجاشی درباره او مینویسد:
▫️كان وكيلاً لأبي الحسن وأبي محمد عليهما السلام، عظيم المنزلة عندهما، مأموناً، وكان شديد الورع، كثير العبادة، ثقة في رواياته و أبوه نوح بن دراج كان قاضيا بالكوفة
📚 رجال النجاشی صفحهی۱۰۲
👈 ایوب بن نوح، وکیل امام هادی و امام حسن عسکری علیهماالسلام، دارای جایگاهی بسیار والا نزد آن دو، مورد اعتماد، بسیار پارسا و کثیرالعباده بوده و در نقل روایات نیز ثقه بوده است؛ پدر او قاضی کوفه بود.
🔸با توجه به جایگاه ویژه ایوب بن نوح و ارتباط نزدیک او با امامان علیهمالسلام، این پرسش مطرح میشود که چرا وی درباره چنین مسئلهای که قاعدتا میبایست آن را بداند سؤال کرده است؟
بهویژه آنکه مسئله وضو از مسائل بسیار مبتلابه مسلمانان بوده و ایوب بن نوح نیز شخصیتی عادی و بیارتباط با فضای علمی و دینی نبوده است.
🔹 پاسخ پرسش بالا را میتوان در کلام نجاشی یافت. نجاشی تصریح میکند که پدر ایوب، نوح بن دراج، قاضی کوفه بوده است. این امر نشان میدهد که خاندان او با دستگاه قضایی و ساختار حکومتی آن عصر ارتباط داشتهاند. بنابراین سؤال ایوب بن نوح ناظر به شرایط خاص خود که در تقیهی شدید بوده است میباشد؛ او میخواسته است حکم خود را در چنین شرایطی از امام جویا شود.
با توجه به این مقدمه، پاسخ امام هادی علیهالسلام را بررسی کنیم.
▫️امام ابتدا میفرمایند: وضوی پاها با مسح است [ الْوُضُوءُ بِالْمَسْحِ ]
▪️سپس برای تأکید، میفرمایند: در وضو، جز مسح چیز دیگری واجب نیست [ وَلَا يَجِبُ فِيهِ إِلَّا ذَاكَ ]
این تعبیر بسیار روشن است؛ زیرا امام صرفاً نمیفرمایند «مسح جایز است»، بلکه با تعبیر «لا يجب فيه إلا ذاك»، مسح را بهعنوان تنها امر واجب در این بخش از وضو معرفی میکنند.
▫️سپس میفرمایند: و اگر کسی پاهایش را بشورد مشکلی ندارد [ وَمَنْ غَسَلَ فَلَا بَأْسَ ]
بنابراین امام ابتدا حکم فقهی اصلی پاها را در وضو بیان میکند و سپس به حکم خاص ایوب بن نوح که در شرایط تقیه بوده است پاسخ میدهد.
☑️ بنابراین، آنگونه که برخی مخالفین فکر کردند ذیل روایت را نمیتوان به این معنا گرفت که شستن پا نیز در عرض مسح پا، یکی از دو شیوه مشروع و واجب وضو است؛ زیرا این معنا با تعبیر صریح «ولا يجب فيه إلا ذاك» سازگار نیست.
بنابراین، روایت نهتنها قابل استناد برای وجوب یا حتی همعرض بودن شستن پا با مسح پا نیست، بلکه صدر روایت با صراحت میگوید: «الوضوء بالمسح و لا يجب فيه إلا ذاك» و این دو تعبیر، مسح را بهعنوان حکم واجب و حکم اولیه معرفی میکنند.
اما عبارت «ومن غسل فلا بأس» ناظر به تکلیف خاص جناب ایوب بن نوح که در شرایط سخت تقیه بوده است میباشد و از باب حکم ثانویه میباشد.
✅ بنابراین حکم تطهیر پاها از منظر اهلبیت علیهمالسلام مسح میباشد و اگر در برخی روایتها به برخی افراد میفرمایند پاها را بشورید این حکم از باب حکم ثانویه و ناظر به شرایط خاص آن شخص اعم از تقیه و غیره میباشد؛ روایت ابوبصیر [ سومین روایت مورد استناد مخالفین ] نیز از همین قبیل است.
🆔 @javaheralklam
Post #2461
188
- 👍 6
- ❤ 2
- 👏 2
- 👎 1