#الف
🏷 نارادیکال!
🖊 تحریریۀ جامعهنو:
به بهانۀ یک اختلاف درونی نهچندان کوچک در جبهۀ اصلاحطلبان موضوع مهمی را پیشمیآوریم: دوران گفتگو با حکومت و خطاب قراردادن آن با لفافی از رودربایستی بهپایانآمدهاست!
اگر بگذریم از آن چندنفر غیرمعروف که تقاضای پایان حکومت را از طریق استعفا داشتند و باوجود برخورد تند اولیه بعداً یقۀ بیشترشان را رهاکردند و یا احکام شداد و غلاظ علیه بقیه صادرنکردند، اخیراً ماجرایی پیشآمده که درخور توجه است: حکومت برخلاف اخموتخم و تهدید به مداخلۀ دادستانی و امثال این واکنشهای تند هیچ قدم تنبیهی علیه تقاضای اصلاح طلبان دایر بر این که حکومت برای حل مشکلات خارجیاش غنیسازی را تعلیقکند بر نداشت. شاید حتی حجم مخالفت بخشی دیگر از جماعت اصلاحطلب بسیار بیشتر از مدعیان حکومتی حراست از غنیسازی هستهای بود.
تماشاییتر فلج کامل دستگاه حکومت در برابر این حرف بهزاد نبوی بود که گفت: «من با آن چیزهایی که [در بیانیه] همه مخالفت میکنند مخالف نبودم، حتی تندتر از آنها هم هستم. آنها اگر معتقد به تعلیق غنیسازی هستند من معتقد به تعطیل غنیسازی هستم».
آقای نبوی رئیس سابق جبهۀ اصلاحات و گویا حالا فقط عضو است و این جبهه توسط جناحی جوانتر ادارهمیشود که خطمشی محافظهکارانۀ همیشگی آقای نبوی و مخالفتش با تندروی را قبول نداشتهاند.
تناقضی این وسط نیست؟ جای تندرو و کندرو، موضع میانهرو با رادیکال عوضنشدهاست؟ شدهاست ولی مهم نیست؛ چون امروز دربارۀ مسئلۀ غنیسازی و موافقت و مخالفت و تعلیق و تعطیل آن بحثی نداریم.
مسئله خفقانی است که حکومت در برابر حرف «کفرآمیز» یک سیاستمرد برجسته گرفتهاست. بهزاد نبوی که از برخی جنبهها در جایگاه ارشد اصلاحطلبان نشسته هیچوقت موضع نیندیشیده نمیگیرد (شاید گاهی ادعای نادرست دیگران را نقلکند!) و در برابر خطاهای تحلیلی نزدیکترین دوستانش نیز بهسکوتنمینشیند. آدم حسابوکتابداری است و بنابراین موضعی که نقلکردیم اعتبار نبوی و همسویان او را پشت سرش دارد: تقاضای تعطیل غنیسازی از سوی نحلهای از اصلاحطلبان. تقاصایی بزرگ و مغایر مقدسات نظام! چرا حکومت به سراغ یقۀ این پیر اصلاحطلبان نرفت؟ نشنید؟
پاسخ سرراستی وجوددارد: حکومت دیگر توان برخورد علنی چکشی در برابر مطالبات جامعه را ندارد. عقلایش گفتهاند صدایش را درنیاورید وگرنه صدتا بیانیه و مصاحبه در پشتیبانی از موضع نبوی و حرف او درمیآید و ما هم دیگر امکان برخورد با جامعه را نداریم.
این نمونه را رهاکنیم و ببینیم علت چپیدن نظام در لاک سکوت چیست و درحالیکه علیه رضا پهلوی موضع دارد چرا در اینمورد زبان تهدید و دادستان و قاضی بهکارنمیگیرد؟ در این زیرسبیلیردکردن حکومت امکانات نهفته برای جامعه کدامست؟
حکومتها همیشه در هنگام روبروشدن با اپوزیسیون محاسبهگرند، زمانسنجند و تعادل قدرت خود را با پتانسیلهای اجتماعی درنظرمیگیرند. دایماً مواظبند آنجا که این معادله بهسمت قدرتشان متمایل است چنگودندان نشاندهند و آنجا که نه، جاخالیدادن را ترجیحمیدهند تا موقعیت وخیمتری پیشنیاید. مثلاً نظام در مورد مسئلۀ حجاب در مجموع مشت خود را خالی و سنبۀ جامعه را پرزور دید و عقبنشست. موارد عکسی هم وجوددارد ولی هنگامی که در سرازیری کاهش مشروعیت، تصعید مقبولیت و فقدان قدرت میافتد لاجرم یا عقبمینشیند و یا پیشنهاد سازش میدهد (مورد اجتماعات اعتراض صنفی، مذاکره برای رفع فیلتر و...). این موقعیتها نشانمیدهد جامعه میتواند سطح مطالبات خود را بالاتر ببرد.
طبقمعمول ما البته نمیخواهیم جامعه را به ریختن به خیابان تشویقکنیم (که البته حق مسلم آن است) و حتماً شورشهای بیقاعده و کنترلنشده را به سود سرنوشت کشور نمیدانیم اما چنانچه مطالبات رادیکال عمومی از طریق جماعات تحولخواه بیانشوند حکومت ترجیحخواهدداد بهجای زبان تهدید، رفتار و شیوۀ دیگری پیشهکند.
دوران پیچیدن مطالبۀ عمومی در لفافه، ساییدن گوشه و لبۀ خواستهها از ترس اخم حکومت و تقلیلگرایی مطالباتی بهپایانرسیدهاست.
برخی اصلاحطلبان که قبلاً به رادیکالیسم سطحی مبتلابودند حالا بهحسب تفریط به میانهروی سطحی دچارآمدهاند. آنها هیچوقت موقعیت را بهموقع تشخیصنمیدهند و الان هم که متأسفانه به ویروس ساخته و دستکاریشدۀ «ای ایران» در آزمایشگاه حکومت مبتلاشدهاند و به همهگیریاش یاریمیرسانند. گرفتن پز عاقل و متفکر عاقبتاندیش هم در این رسانههای بیپرسش واقعاً آسان است.
مطالبات منطقی و متناسب با زمان و امکانات کشور برای حکومتها همیشه رادیکال مینماید. حالا در موقعیتی هستیم که مطالبات ملی ما نزد حکومت که از ریخت افتاده، اصلاً راادیکال نیست. سیاستخارجی منفعتمحور و عقلگرا تنها یکی از این مطالبات است و میباید با جرأت بهزبانبیاید؛ مثل آقای نبوی!
🆔@jameeno
Post #4069
2.62K
- 👍 26
- ❤ 19