#الف
🏷 گیجی!
🖊 شورای سردبیری:
روابط ایران با جهان در آینده تا چه حد به کیفیات نظام کنونی وابسته است و تغییر نظام چه الزامات دشوار و آسانی برای تنظیم رابطه با جهان پدیدمیآورد؟ چه اموری تسهیل و چه اموری مشکلمیشود؟ اساساً موضع ژئوپلتیک ایران چه میشود؟ اقتصاد در آن چه نقشی خواهدداشت؟ تغییر موضع دیگر کشورها در برابر ایران چه خواهدبود؟ و...
اینها پرسشهایی بنیادیناند، اما پاسخ آنها فعلاً مبهم است: کشور در چنان گرداب خوفناکی است که همۀ اهل فکر در سرگیجۀ ناشی از چرخش این گرداب فقط به حال و حداکثر به تشکیلات یا فردی میاندیشند که در لحظهای که گرداب حاکمیت کنونی را فروبَرَد خلاء ناشی از این «رفتن» را پر کند. انگار که فقط به قطعیبودن بیگبنگ فکرکنیم و بگوئیم «بعدش بالاخره یکطوری میشود!».
بله، بعدش حتماً یکطوری میشود و نظاماتی سیارهای حول یکدیگر شکل میگیرند، ولی جای ایران در این نظامات کجاست و روابطش با جهان پیرامون، با منظومهای که به درون آن پرتابمیشود، چگونه است؟ مسئله این است.
با ترتیباتی که اکنون پیش چشم ماست در آن لحظۀ موعود اقتصاد کشور سیمایی وحشتناک دارد: در جایی بسیار متورم و آماسکرده و در جایی لاغر و مردنی. تورم بالا، فقدان منابع، چالههای هزینهای، فقر گسترده و نامعلومی جایگاه در اقتصاد جهانی. از این کیفیات چه درمیآید؟ آیا این دلخوشیها درست است که کثرت منابع طبیعی، انرژی ارزان و موقعیت جغرافیایی استثنایی بهبارمینشیند و پس از چندسال توشوتوانی به دستوپای اقتصاد کشور برمیگردد؟ یا برعکس، ترجیح نیروهای بیرونی این میشود که با یک برهوت قابل تقسیم و غارت روبرو باشند و ما را به آن مسیر ببرند؟ کسی پاسخ دقیق این پرسش را نمیداند و فقط در این مورد تا حدی افراطی دانشمندنماییهای پوچ صورت گرفتهاست: در سالهای اخیر طیفی وسیع از تصاویر کارتپستالی تا تصویرهای آخرالزمانی از فلاکت در میان مثلا عقلای کشور دستبهدستشدهاست. بله، چنین کردهایم؛ از ناامیدی مطلق، تا فردایی روشن و افقی درخشان پیش چشم است؛ بدون آنکه بدانیم کدام!
پرسش بیپاسخ متعاقب این موقعیت رابطه با الزامات جهانی است. معلوم نیست چه جایگاهی در جهان داشتهباشیم؛ چون علاوهبر خودمان اوضاع جهان نیز چندان وضوحی ندارد. زمانی نفت ما و دیگران اسلحهمان بود، بعد به جایی رسیدیم که بر سر سهم بازار با هم جنگیدیم. زمانی بود که سرمایههای جهانی در جستجوی جایی برای فرودآمدن و تصاحب محل سرمایهگذاری با هم رویارو بودند و اکنون با قلت سرمایهگذاریهای خارجی و خشکی منابع سرمایهای روبروییم. شکل تقسیم کار جهان دیگر آن نیست که در دهۀ هفتاد و هشتاد قرن پیش بود. بالاخره بر ما معلوم نیست که آیا با ورود سرمایه روبرو خواهیمبود یا تداوم خروج. واقعاً معلوم نیست و نباید امید واهی داد.
حتی مشخص نیست موقعیت ژئوپلتیک ما در فردای تغییر چه خواهدبود. البته دادکشیدن دربارۀ اینکه «موقعیت ما در جهان بیبدیل است» و «اگر حکومت فعلی نباشد جایگاه خود را بازمییابیم و قطب سیاسی منطقه و وزنۀ جهانی میشویم» پررویی دانشمندنمایانهای بیش نیست. ما هنوز نمیدانیم موضع قدرتهای مسلط و سوار بر حماقتهای حکومت کنونی دربارۀ تقسیم یا یکپارچه نگهداشتن ایران کدام است. جوابی بر این نداریم که بهخاطر جنگ ابدی اعراب و یهودیان مستقر در اسرائیل آیا به جایگاه دهۀ پنجاه خود برخواهیمگشت و یا عطای ما را به لقایمان بخشیدهاند و در مسیر بالکانیزهشدن اجباری قرارگرفتهایم. نمیدانیم فروافتادن دومینویی اجزای آنچه محور مقاومت میخواندند پشت مرزهای غربی ایران متوقفمیشود یا نه؟ ما هیچ نمیدانیم.
پاسخِ حتی کوچکترین پرسش، اینکه «جای حکومت کنونی را احتمالاً چه کسی خواهدگرفت؟» بر ما معلوم نیست. از سخنرانیها معلوم است که ترس از کیست، ولی برای کشوری که حکومت و مردمش بر این باورند که حکومت رفتنی است و «جایش یکی را میآورند» آینده واقعاً ناروشن و غیرقابلتحلیل است.
سادهترین کاری که در چنین موقعیت گذار از هر تحلیلگر دستدومی هم برمیآید، تصویر چگونگی برآوردن آرزوهای فروکوفته و شکل رفتار حکومت بعدی با مردم است: مهربان خواهدبود یا اخمو؟ آزادی فردی میدهد یا نه؟ حریمشخصی و مالکیتفردی را پاسمیدارد یا نه؟ اینها سادهترین پرسشها با پاسخ همیشگی «بله» هستند؛ اما حتی این هم معلوم نیست! مشاور رضا پهلوی معتقد است وقتی بیایند به یک دورر دهسالۀ دیکتاتوری نیاز دارند تا امور را اصلاح اولیه کنند.
خداوکیلی هیچچیز معلوم نیست جز خندهداربودن اینکه اینبار، مردم این کشور استقبال میکنند که یک استبداد برود و جایش یک استبداد دیگر بیاید.
خواستههای کوچه بازاری در این پائین، تداوم گیجی دانشمندانه در آن بالاست.
(با پوزش از همۀ اساتید اقتصاد، سیاست و ژئواستراتژی!)
🆔@jameeno
Post #4068
2.88K
- 👍 12
- ❤ 9
- 👎 5
- 👏 1