#الف
🏷️ موسمِ اجبار
🖊️ سید علی هاشمی: جامعهنو:حکومت چنان در غرقابِ بحرانها گرفتار شده است که تقریباً هر کاری میکند از سر اجبار است و نه انتخاب. در واقع موسمِ اجبارِ همهجانبۀ حکومت فرا رسیده و فرصت انتخاب تمام شده است. شاید طلیعۀ این موسم و یکی از نشانههای روشنِ آن را بتوان در اجبار به پذیرشِ بیسروصدا و نصفه و نیمۀ پوشش اختیاری مشاهده کرد که از رهگذرِ کنشگریِ شجاعانه و مقاومتِ بیبدیلِ زنان و حمایتِ بخش وسیعی از جامعه از آنان محقق شد.
البته که در بسیاری موارد (شاید بشود گفت در همۀ موارد) بحرانها، نتیجۀ اجبارهای خودساختهاند که خود از عواقب اتخاذ سیاستهای غلط و نیز فساد و ناکارآمدیِ حکومتاند؛ مثلاً عدم شفافیت باعث شده است که حتی بر فرضِ رفع تحریمها، اقتصاد کشور همچنان شکننده بماند. آیا عدم شفافیت (فارغ از اینکه بسترِ فساد است و ترجیحِ مفسدان) لازمۀ دور زدن تحریمها و بلایای اینچنینی نیست؟ و چرا اجبار به عدم شفافیت؟ به خاطر اجبار به دور زدنِ تحریمها. و چرا اجبار به دور زدن تحریمها؟ به خاطر اجبارِ خودساختۀ نه این و نه آن و سرآخر، هم وقوعِ این و هم انجامِ آن. مرورِ پروندۀ هستهای، گواه روشن و کافی و وافی است برای فهمِ خودساخته بودنِ اجبارهای پیرامون این مصیبتِ عظمی.
اجبار به قطع آب و برق و تعطیل کردنِ کشور و اساساً بحران انرژی نیز اجبار ِخودساختۀ دیگری است که البته دودش فقط مردم را کور کرده است وگرنه بهزعم حضرات، برگ زرینی دیگر در کارنامۀ مقاومتِ مردم است که محض رضای خدا مقاومتِ چه مردمی؟ همین مردمی که درماندۀ تأمین سرپناه و مَسکناند و سالِمانَش نان ندارند بخورند و بیمارانَش دوای درد؟ و چرا بحران انرژی، اجباری خودساخته است چون ریشۀ بحران در سیاستهای خودکفایی و بیمبالاتی و بیفکریِ محض در مصرفِ منابع آبی و سدسازی است. به بیان بهتر، اجبارِ امروز ساختهوپرداختۀ جهل و سوءمدیریت و ناکارآمدی است.
البته اجبار در تعطیل کردن، ریشۀ دیگری هم دارد. حکومت اجبار دارد که برای کم شدنِ مصرف، تعطیل کند چون اگر نکند نارضایتیِ عمومی بیشازپیش میشود و اعتراضاتی که فعلاً پراکنده است، همهگیر خواهد شد و خب معترضان اگر به خیابان بیایند که فقط به قطع آب و برق اعتراض نخواهند کرد. هزار هزار بیداد را فریاد میزنند. هر چند که خودِ این تعطیلی، بحرانهای عرصۀ اقتصاد و تولید را تشدید میکند اما چه چاره که دیگر موسمِ اجبار است و فرصتِ انتخاب تمام شده است.
ابتلا به اغلبِ این بحرانها و اجبار به همزیستی با آنها که حکومت، اقتصاد مقاومتی صدایش میکند، نتیجۀ اتخاذ سیاستهای غلط و اولویت دادن به این سیاستهای غلط بهجای پرداختن به توسعه بوده است. کشور و ملتی را به بهای رسیدن به عمقِ خیالیِ استراتژیک و نظریۀ موهومِ بازدارنگی، پرت کرده است به قعر چاهِ فلاکت.
اجبار، در سیاست خارجی و تصمیمات دربارۀ محور نیز صادق و مشهود است.
حکومت صرفاً از سر اجبار به پذیرش آتشبس توسط حزبالله رضایت میدهد چون با وجود کاهشِ منابع مالی و فشارهای خردکنندۀ نظامی، بقای حزبالله در خطر بود وگرنه ترجیحش رفتن تا تهِ تهِ تهِ هر مسیرِ اشتباهی است. در ادامه و به همان دلایلِ پذیرشِ آتشبس، اجباراً خلع سلاح را هم خواهد پذیرفت.
پذیرشِ سقوط اسد و خارج شدن از سوریه نیز اجباری دیگر بود. تقریباً یک دهه حضورِ مستقیم در جنگ سوریه و هزینۀ بیش از سی میلیارد دلاری، گواهِ میل به حفظ اسد است و خروج با وجودِ این همه خسارتِ مالی و انسانی برای حکومت، حاکی از عمق و شدتِ اجبار در خروج از سوریه است و مثلاً بسته شدنِ همهجورۀ مسیرهای دسترسی و اقدام، یکی از شواهدِ عمقِ این اجبار.
به وضعیت جاری باید فشارهای بیشازپیش خردکنندۀ مکانیزم ماشه را (آدم میماند که چه بنویسد، همین حالا هم خُردیم. دیگر چه مانده که خُرد نشده باشد) که در راهاند و جدیتِ بیشازپیشِ دولت امریکا برای تشدید فشارها و صفر کردنِ فروش نفت را نیز علاوه کرد.
شاید و تنها شاید و اگر حکومت راضی به تغییر شود (نه از جنسِ شمخانی به لاریجانی بلکه تغییر در رویکرد)، بشود در درازمدت این بحرانها را کمرنگ و مدیریت و برطرف کرد. در کوتاهمدت که کشور و مردم، شب و روز جان به لب خواهند بود. امیدی واهی به اگر و شایدی که با توجه به عمقِ بحرانها و مخاطراتِ نظامیِ جدیِ پیشِ رو و نیز سابقۀ رفتارِ حکومت در اصرار بر ادامۀ سیاستهای اشتباه و انکارِ بحرانها، به محال پهلو میزند که منجر خواهد شد به پیوند خوردنِ موسمِ اجبار به موسمِ احتضار و به قول آن مقامِ سابق، (ابتدا پُفِ طولانی و سپس) والسلام علیکم و رحمة الله.
🆔@jameeno
Post #4063
3.28K
- ❤ 13
- 👍 9
- 👎 1