💠پرهیز از زنای با محارم💠
تبیین داروینی یا فرویدی؟
به نظر زیست شناسانِاجتماعیِانسانی بسیاری از خصوصیات رفتاری انسان ها را می توان با تکیه بر اصل #سازگاری ( #انتخاب_طبیعی ) تبیین کرد.
یکی از مثال های مورد علاقه آنها ، پرهیز از زنای با محارم است.
زِنای با محارم ، تقریباً در همه جوامع بشری حرام شمرده میشود و در بیشتر جوامع نیز برای این کار مجازاتهای حقوقی و اخلاقی در نظر میگیرند.
تعجب آور است که جوامع مختلف به رغم عادات جنسی بسیار متفاوت شان در مورد زنای با محارم استثناًئن یکسان رفتار می کنند.
اکنون سوال این است که چرا زنای با محارم ممنوع شمرده میشود؟
تبیینی که زیست شناسان اجتماعی عرضه میکنند این است که
✅ کودکانی که ثمره زنای با محارم بودند مشکلات شدید ژنتیکی داشته اند ، از این رو آنها که زنای با محارم میکردند در مقایسه با کسانی که مرتکب این عمل نمی شدند نسلشان کمتر دوام می یافت ، حال اگر فرض کنیم که پرهیز از زنای با محارم به دلیل آن که مبتنی بر عوامل ژنتیکی ست ، از والدین به فرزندان منتقل می شود ، بنابراین در پی چند نسل کل جمعیت چنین رفتاری از خود بروز خواهد داد.
بر این اساس میتوان تبیین کرد که چرا امروزه در جوامع بشری پایه زنای محارم چنین پدیده کمیابی است.
چنان که می توان انتظار داشت بسیاری از اشخاص با این نوع تبیین میانه ای ندارند ، زیرا چنین تبیینی با این حکم عقل سلیم تعارض دارد که
✅ ما از زنای با محارم بدین سبب دوری میکنیم که آموخته ایم این کار نادرست است .
پس این رفتار تبیین فرهنگی دارد.
تبیینِ زیست شناختيِ پرهیز از زنایِ با محارم ، از این نمونه هاست که چندان محل مناقشه نیست.
رفتار های دیگری هم هستند که زیست شناسان اجتماعی آنها را بر اساس اصل سازش پذیری تبیین میکنند ، رفتارهای مثل تجاوز جنسی، پرخاش، بیگانه هراسی و بیبند و باری جنسیِ مردان.
برای همه اینها یک دلیل بیشتر وجود ندارد : آنها که چنین رفتار میکنند
زاد و ولد شان بیش از کسانی است که دست به چنین اعمالی نمی زنند
و چون این رفتار مبنای ژنتیکی دارد بنابراین از والدین به فرزندان منتقل میشود.
البته واقعیت اینست که همه انسانها پرخاشگر ، بیگانه هراس یا متجاوز جنسی نیستند ، ولی از این واقعیت نمی توان نتیجه گرفت که نظر زیست شناسان اجتماعی نادرست است ، زیرا لازمه سخن آنان تنها این است که
✅این نوع رفتارها یک جز یا مولفهی ژنتیکی هم دارد ، بدین معنی که ژن هایی وجود دارند که احتمال بروز این رفتار در حامل آن ژن ها را افزایش می دهند.▪️
این برداشت بسیار ملایم تر از برداشتی است که رفتارها را تماماً به علل ژنتیکی نسبت می دهد.
با این حساب زیست شناسان اجتماعی صرفا میخواهند این را تبیین کنند که اساساً چرا در انسانها گرایشی درونی به پرخاشگری، بیگانه هراسی و تجاوز جنسی وجود دارد.
حتی اگر این نوع گرایش ها به ندرت بروز بیرونی پیدا کند.
پس این واقعیت که پرخاشگری ، بیگانه هراسی و تجاوز جنسی خوشبختانه امور نادری هستند به خودیِ خود اثبات نمیکند که نظر زیست شناسان اجتماعی نادرست است.
#فلسفه_علم
#سمیر_اکاشا
▪️در مورد اول -تبیینِ داروینیِ پرهیز از زنای با محارم- میتوان این توضیح را اضافه کرد که : درست که در نهایت فرایند اختگی از محارم از طریق آموزش و القای فرهنگی اتفاق میفتد ، اما این واقعیت میتواند هم جهت ومنطبق با نظریه داروین باشد و نه تبیینی مخالف یا حتی موازی و متفاوت با آن : چرا که این خاصیت فرزندانِ پسرِ گونه ی هوموساپین [که با یک تشرِ پدر -کهمعمولا وظیفه اخته کردن فرزندانِ پسر ، از محارم را به عهده دارد- ازمیل خویش به محارمِ جنسِ مخالف تا ابد چشم می پوشند ] می تواند ناشی از ژن یا مجموعه های از ژن های خاصِ مفیددرجهتِ بقا باشد که در فرایند #دگرگشت توسط مکانیزم #انتخاب_طبیعی بقا پیدا کرده و در بین اینگونه گسترش یافته و تقریبن همگانی شده اند.
#فروید
#عقده #ادیپ
#تکامل
#روانشناسی_تکاملی
https://t.me/mghlte
Post #937
112