💠نیچه و نازیسم💠
میدانیم که نازیها با آثار #نیچه روابطی دوپهلو داشتند: دوپهلو، زیرا دوست داشتند به این آثار استناد کنند، اما نمیتوانستند این کار را بدونِ زدنِ سروتهِ نقلِ قولها و تحریف در چاپ و ممنوع کردنِ متنهایِ اصلی انجام دهند.
در مقابل، خودِ نیچه با رژیمِ بیسمارکی روابطی دوپهلو نداشت. و بر همین سیاق، روابطِ او با پانژرمنیسم و یهودستیزی نیز دوپهلو نبود. او همهی آن ها را نکوهش میکرد و از ایشان بیزار بود. «با کسی که درگیرِ این نمایشِ احمقانه و شرمآورِ نژادهاست معاشرت نکنید.[۱]» و این شِکوه از تهِ دل: «واقعاً فکر میکنید چه احساسی دارم وقتی میشنوم نامِ زرتشت از دهانِ یهودستیزان خارج میشود؟[۲]» برایِ فهمِ معنایِ تأملاتِ نیچه دربارهی یهودیت، باید به خاطر آورد که که در عصرِ او «مسئلهی یهود» در مکتبِ هگلی به یک درونمایهی دیالکتیکیِ تمامعیار بدل شده بود. این جا نیچه نیز به همین مسئله میپردازد، اما با روشِ خاصِ خود. او میپرسد: دینیار چگونه در تاریخِ قومِ یهود برساخته شده است؟ شرایطِ برساختهشدنِ او کداماند، شرایطی که برایِ کلِ تاریخِ اروپا تعیینکننده از آب درآمدهاند؟ هیچ چیز شگفتانگیزتر از ستایشِ نیچه از پادشاهانِ بنیاسرائیل و عهدِ عتیق نیست. مسئلهی یهود چیزی نیست جز برساختهشدنِ دینیار در جهانِ بنیاسرائیل: مسئلهی حقیقتاً سنخشناسانه این است. از این روست که نیچه تا بدین پایه بر این نکته تأکید میورزد: «من ابداعگرِ روانشناسیِ دینیارم.» درست است که ملاحظاتِ نژادی یکسر از آثارِ نیچه غایب نیستند. اما نژاد هرگز نقشی ندارد مگر به منزلهی عنصری در یک تقاطع، به منزلهی مؤلفهای در یک همتافتِ فیزیولوژیک، و همچنین روانشناختی، سیاسی، تاریخی و اجتماعی. چنین همتافتی دقیقا همان چیزی است که نیچه یک سنخ مینامد. فقط سنخِ دینیار، برای نیچه هیچ مسئلهی دیگری به منزلهی مسئلهی یهود وجود ندارد. و همین قوم یهود که در برههای از تاریخ خود، شرایطِ وجودش را در دینیار یافته است، شایستهترین است برای نجاتِ اروپا، برای حفاظت از اروپا در مقابلِ خودش، با ابداعِ شرایطِ جدید[۳]. صفحاتی را که نیچه دربارهی یهودیت نوشته است، نباید بدونِ یادآوریِ آنچه به فریتش، مؤلفِ یهودستیز و نژادپرست، نوشته بود خواند: «خواهش می کنم دیگر کتابهایِ خود را برایِ من نفرستید، میترسم شکیبایی خود را از دست بدهم.»
[۱]. آثار منتشر شده پس از مرگ، ترجمه Bolle, Mercure
[۲]. نامه به فریتش، ۲۳ و ۲۹ مارس ۱۸۸۷
[۳]. رجوع به فراسوی نیک و بد، قطعه ۲۵۱
👤 #دلوز
📘 نیچه و فلسفه ؛ فصل چهارم، ۸
#فلسفه_غرب
#فلسفه_قاره_ای
@philosophi_zer
@JAAMEbaaz | فلسفهی علوم اجتماعی
@mghlte | عصر روشنگری
Post #5142
531
- 👎 1