TGViewer
جامعه باز و دشمنان آن ( فلسفه‌‌ی علوم اجتماعی ) جامعه باز و دشمنان آن ( فلسفه‌‌ی علوم اجتماعی ) @jaamebaaz · 1.22K subscribers
Post #1182 127
اجحاف بزرگی به فلسفه سیاسی‌ست اگر کتاب «جامعه باز و دشمنانش» را یکی از آثار کلاسیک آن در قرن بیستم بدانیم.
تفسیر ناراست پوپر از افلاطون و هگل و انداختن تقصیر ۲جنگ جهانی بر گردن آن‌ها بیشتر شبیه یک شعبده‌بازی‌ست.
شعبده‌ای که تقصیر را درست گردن کسانی می‌اندازد که درباره مخاطرات دموکراسی تذکر داده بودند و در یک چشم‌بندی کمونیسم و فاشیسم را برآمده از فلسفه‌های افلاطون و هگل می‌بیند.
اگر در ناسیونال‌سوسیالیسم تلاش شد تا یادداشت‌های پس از مرگ نیچه مصادره به مطلوب شود
هگل آنقدر چغر بود که امکان مصادره به مطلوب کردنش هم منتفی بود.
اینکه برای وحشت بزرگی مثل کمونیسم بگردیم تا ۲۵۰۰ سال پیش فیلسوفی را بیابیم تا همه کاسه‌ها را سر او بشکنیم، بیشتر شبیه این‌ست که مقصر سر کار آمدن جمهوری اسلامی را فارابی بدانیم.
فاشیسم و کمونیسم دو پدیده اروپایی بودند که از دل انقلاب دموکراتیک قرن نوزدهم سربرآوردند. تغییر مناسبات سیاسی-اجتماعی به مناسبات دموکراتیک اتفاقا دلیل اصلی «ظهور» این دو پدیده بود. افکار و ایدئولوژی‌ها اگر بستر تحقق یافتن نداشته باشند، به قیل و قالی خلاصه می‌شوند، اما آنچه به این افکار و ایدئولوژی‌ها قدرت تغییر در جهان خارج می‌دهد، قدرتی‌ست که تغییر مناسبات اجتماعی و سیاسی بدانها می‌بخشد. کتاب پوپر از این جهت شعبده‌بازی‌ست، چون دقیقا روی ۲ فیلسوف دست می‌گذارد که بیشتر از بقیه به مخاطرات دموکراسی اشاره کرده بودند.
اگر قرار بود فیلسوف به نفس فیلسوف بودنش «منشأ اثر بیرونی»‌ شود، اتفاقی که باید می‌افتاد این بود که برای حرف افلاطون و هگل و البته برک و توکویل گوش شنوایی پیدا شود و مهاری بر پوزه دموکراسی زده شود تا چنین بی‌پروا نتازد!
یعنی اتفاقا اگر کسی حرف افلاطون و هگل را گوش کرده بود که چنین اتفاقاتی نمی‌افتاد!‌
فروکاستن کل اثر گرانسنگ افلاطون به آموزه نادرستی به نام فیلسوف‌-شاه و اتهام تاریخی‌گری به هگل که چیزی جز تفسیری ناشیانه از آثار او نیست، به بدفهمی بزرگی نسبت به این دو فیلسوف بزرگ دامن زده است. این‌ها حتی ساده‌سازی افلاطون و هگل هم نیست.
ساده‌سازی پولیتئیا افلاطون این‌ست که یک شهر یا واحد سیاسی «خوب» بر اساس دانش و شناخت بنا می‌شود نه بر اساس نیازها، منافع، قراردادها و تعارض‌ها. او خود با چشمان خود بحران دموکراسی آتنی و غلبه دماگوژی بر دموکراسی را دیده بود. شاگرد خود او ارسطو در جهت دیگری می‌اندیشید.نظام سیاسی خوب از نظر ارسطو بر پایه فرونسیس یعنی عمل مبتنی بر تجربه زندگی (تا شناخت نظری) سامان می‌یافت. با همه تفاوت این دو فیلسوف هر دو اما سیاست را بر «فضیلت» و «عدالت» بنا و استوار می‌کردند. افلاطون در نوموئی صریحا می‌گوید بهترین نظام سیاسی، حکومت قانون است. افلاطون و ارسطو می‌گویند ما به حاکمانی نیاز داریم که نه برای منافع خود و نه برای اعمال سلطه بلکه «برای» خیر عمومی شهر حکمرانی کنند. در دموکراسی مدرن اما جای خیر عمومی را «منافع» می‌گیرد. اینکه از تعارض منافع جنگ داخلی و جنگ جهانی برخواهد خاست «حقیقتی» بود که در قرن هفدهم، هجدهم، نوزدهم و بیستم در اروپا به واقعیت پیوست.

من قصد ندارم در تفسیر پوپر بر افلاطون و هگل بپیچم، اما می‌خواهم پرسشی درباره نسبت بین دموکراسی و حقیقت مطرح کنم. گفته می‌شود که «حقیقت»‌ جایی در دموکراسی ندارد، دموکراسی بازی منافع‌ست و اگر پای حقیقت وسط کشیده شود، هر کس مدعی حقیقت خواهد شد و از این طریق و به این بهانه که مالک حقیقت است بر دیگران اعمال زور خواهد کرد. پرسش اما اینجاست که آیا دموکراسی هیچ نسبتی با حقیقت ندارد؟ آیا تمام بندهای یک قانون اساسی دموکراتیک اتفاق نظر اکثریت‌ست؟ (از تناقضات امکان چنین چیزی و از مسئله استبداد اکثریت می‌گذرم) آیا بر اساس ساز و کاری دموکراتیک می‌توان حقوق اساسی انسان‌ها را سلب کرد؟ در قانون اساسی تمام کشورهایی که دارای ثبات هستند و با نام دموکراسی شناخته می‌شوند، اصول و ارزش‌هایی مندرج‌ست که مدعای حقیقت دارند. اصولی همچون شأن و منزلت انسانی، حق مالکیت، آزادی، برابری در برابر قانون، آزادی وجدان و آزادی بیان، آزادی رفت و آمد و انتخاب شغل و شیوه زندگی و مسکن و...
اصولی که در بسیاری از قانون اساسی‌ها غیرقابل تعرض و تغییر هستند. پس دموکراسی‌های مدرن نیز بر منافع صرف بنا نمی‌شوند بلکه پایه‌هایی اخلاقی دارند که بحث درباره آن‌ها بحث درباره نسبت بین حقیقت و دموکراسی‌ست. چنین بحثی لازمه حرکت یک اجتماع یا کشور به سوی آزادی است. باید دانست که دموکراسی فی‌نفسه چیزی ارزشمند نیست و می‌توان مشروعیت آن را زیر سوال برد. باید دانست رای ۹۹ درصدی به چیزی مشروعیت نمی‌دهد. باید دانست انتخاب اکثریت مسلمان یا مسیحی، فی‌نفسه نه مشروع است و نه متضمن حقیقتی‌ست!
@mo_imani
#طرح_بحث
نظر شما چیست ؟

#جامعه_باز_و_دشمنان_آن

@mghlte | عصر روشنگری
@JAAMEbaaz | فلسفه‌‌ی علوم اجتماعی

▪️نقد اول
More from @jaamebaaz
  1. Oct 8, 2026#فقر_تاریخیگری 📚 (۳) کارل پوپر ✍ #روش_شناسی #کتاب_صوتی #تاریخیگری #اصالت_تاریخ @JAAMEbaaz…
  2. Oct 8, 2026🎈 خون به خون شستن؟ | چرخه خشونت و حکایتی از کلیله و‌ دمنه سهند ایرانمهر #خشونت_پرهیزی @Nv…
  3. Oct 7, 2026🎈 آیا آمریکا هم به سرنوشت بریتانیا دچار می‌شود؟ چرخه ظهور و افول ابرقدرت‌ها #ماکوتا #تاری…
  4. Oct 7, 2026فدرالیسم از کلمه لاتین فئودوس به معنی اتحاد و پیمان میاد بنابراین طبق نمونه های موفق فدرال…
  5. Oct 7, 2026✅ ارزیابی سیستم لیبرال در ادامه‌ی پست های قبلی ▪️ارزیابی همه جانبه ما باید تمام دستاوردها…
  6. Oct 7, 2026✅ در بررسی کارنامه‌ی شخص یا ارزیابی یک سیستم تفاضل فایده ها ( فضایل ) منهای خسارت ها ( رذا…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →