اگر امشب آخرین بارانی بود که قرار بود در زندگیات بباری،
چه چیزی را با خودش میبرد،
کدام آدم را از خاطرههایت پاک میکرد، کدام حس را برای همیشه باقی میگذاشت و آخرین جملهای که آسمان برای تو میفرستاد چه بود.
𝟬𝟵. آخرین نسخهی تو
باران نسخهای از تو را میبرد که همیشه برای دوستداشتنی بودن، خودش را تغییر میداد. نسخهای که قبل از هر حرف، واکنش دیگران را میسنجید و قبل از هر رفتن، خودش را مقصر میدانست.
«روزی میرسد که دیگر برای ماندنِ هیچکس، خودت را ترک نمیکنی.»