مرگ پایان کبوتر نیست.
مرگ وارونهی یک زنجره نیست.
مرگ در ذهن اقاقی جاری است.
مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد.
مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخت میگوید.
مرگبا خوشهی انگور میآید به دهان.
مرگ در حنجرهی سرخ-گلو میخواند.
مرگ مسئول قشنگی پر شاپرک است.
مرگ گاهی ریحان میچیند.
مرگ گاهی ودکا مینوشد.
گاه در سایه نشسته است به ما مینگرد.
و همه میدانیم
ریههای لذت، پر اکسیژن مرگ است.
- سهراب سپهری ✨🌱
- @its_toasted ✨
- @sepina_journal 🌱
Post #1055
6
Forwarded from نجوای ماه و سکوت جنگل؛