تو را از من نمیتوان برید ، وقتی حضورت در من
شبیه رد انگشتانِ خدا بر گِل خامِ وجودم است ؛
فقط در زندگی من نیستی ؛ در نگاه من به جهان جاری
شدهای در سکوتهایم ؛ در لبخندهایم
بعضی آدمها را نمیشود فقط دوست داشت؛
باید به بودنشان ایمان آورد و من به تو
مثل روشنترین حقیقت زندگیام ایمان دارم.
Post #15390
753
𝖲𝖮̸𝖴𝖨 𝖥𝖠𝖨𝖨 جان به جانم کنند از جانم کنده نمیشوی؛ تو را از من نمیتوان برید ؛ وقتی ریشهات در جانِ من است .