رفت توی نخلستان
زانو زد کنار چاه
دست هایش را گذاشت روی دیواره ی آن در دو طرف
سرش را برد پایین پایین تر
شانه هایش لرزید
عکس ماه روی آب
صدای مبهم
حرف و گریه به هم آمیخته بود
هق هق می کرد
بعد از فاطمه حرفهایش را برای چاه میزد
کسی را نداشت دیگر...
🔰 @irDefender
Post #60466
5.29K

- 💔 246
- ❤ 15
- 😁 8
- 😢 7
- 👍 1