🗣روایت شما: وضعیت زندگی در سایه سرکوب سیاسی و تنشهای نظامی - دوشنبه ۱۳ مهر
🔹از اهواز: اول سال پول سرویس بچه رو دادم، ولی هنوز سرویس ندارن. مدرسه غیرانتفاعی بابت ثبتنام ۹۲ میلیون تومان گرفت، بعد پیام دادند که یک بسته ورق A4، یک بسته دستکش یکبارمصرف و دستمال کاغذی بچهها با خودشون ببرن مدرسه.
🔹از همدان: اینقدر شرایط زندگی در ایران سخت شده که شغلمان را از دست دادیم و حتی توانایی خرید نان خالی هم نداریم. سه فرزند دارم که امسال بهدلیل افزایش شدید قیمت لوازم مدرسه و شهریه سنگین نتوانستم آنها را به مدرسه بفرستم.
🔹از شهریار: من یک کارگرم، از برج ۲ دیگه بیمههامون رو واریز نکردن. وقتی مریض میشیم، نمیدونیم باید چیکار کنیم. حقوق رو هم درستوحسابی نمیدن، هر سه ماه یکبار ۱۰ میلیون تومان واریز میکنند که اصلاً کفاف نمیده.
🔹از مشهد: زنگ آخر در مدرسه ما یک ماشین پلیس آوردند با تعداد زیادی از نیروها و فرماندهان بسیج. کلاس دهمیها رو بردن حیاط و در مورد جذب در بسیج باهاشون صحبت کردن.
🔹از نیروهای حجمی شرکت خصولتی مترو با نام شرکت «گار» هستم. با کمترین میزان حقوق در خط ۶ مترو کار میکنم. گرانی بیداد میکنه و درصد کمی از پول دریافتی رو به ما میدن. هر اعتراض هم باعث اخراج کارگر میشه.
🔹از مشهد: تمام دیوارهای مدرسه پر شده از عکس خامنهای و خمینی و مجتبی. حس میکنی وارد یه محل سیاسی شدی تا مدرسه و جای تحصیل. ناظم و معاون تدریس میکنن. معلم ریاضی میاد علوم درس میده و همهچی قاطی شده.
Post #360731
58.4K