🔴 چندان فروتن بود که از بزرگی خویش هیچ خبر نداشت
📚 رینلد نیکلسن؛ مولانا، حقیقت و واپسین وداع یک پژوهشگر
✍️ محمدمهدی مجاهدی
آرتور آربری، خاورشناس و مترجم برجسته انگلیسی، در زندگینامه خودنوشتش، از استاد و دوست دیرینش رینلد نیکلسن (Reynold A. Nicholson)، پژوهشگر و مترجم نامدار آثار عرفانی فارسی و عربی، چنین یاد میکند:
«او دانشمندی تمامعیار بود، چنان دلباخته کتابهایش که سوی چشمانش را فدای بسیار خواندن کرد، چندان فروتن و خاکسار که از بزرگی خویش هیچ خبر نداشت.»
نیکلسن، که عمر خود را صرف پژوهش در تصوف و تصحیح و ترجمه آثار مولانا کرد، در سالهای پایانی زندگی، هنگامی که بیناییاش رو به کاهش بود، شعری سرود که آربری آن را از تکاندهندهترین وداعهای انسانی میدانست.
واپسین سطرهای آن شعر چنین است:
When Truth shines out words fail and nothing tell;
Now hear the Voice within your hearts. Farewell.
«آنگاه که حقیقت بیپرده میدرخشد، واژهها از بیان بازمیمانند؛ اکنون ندای درون دلهایتان را بشنوید. بدرود.»
محمدمهدی مجاهدی برای بازآفرینی فارسی این وداع، از ابیات مثنوی مولانا بهره میگیرد:
حق چو بیپرده نمایان میشود
این زبانها جمله حیران میشود
بس کنم، دلبر درآمد در خطاب
گوش شو والله اعلم بالصواب
بیحس و بیگوش و بیفکرت شوید
تا خطاب ارجعی را بشنوید
آربری در روایت خود از بیستوپنج سال دوستی نزدیک با نیکلسن مینویسد که او بهندرت از باورهای شخصی و تجربههای معنویاش سخن میگفت.
با این همه، آربری چنین برداشت کرده بود که نیکلسن، پس از فاصلهگرفتن از ایمان دوران جوانی، از راه همنشینی فکری با عارفان مسلمان، دوباره به تجربهای معنوی دست یافته است.
به روایت آربری، شعر سالخوردگی نیکلسن برای نخستین بار پردهای از جهان درونی او کنار زد؛ جهانی که سالها همنشینی با مولانا در شکلگیری آن نقشی عمیق داشت.
شاید زیباترین میراث این پژوهشگر بزرگ، تنها کتابها و ترجمههایش نباشد؛ بلکه فروتنی دانشمندی باشد که در پایان راه، به جای سخنگفتن بیشتر، از شنیدن سخن گفت.
✍️ محمدمهدی مجاهدی | ۱۶ مهر ۱۴۰۵
متن کامل یادداشت
#میراث_فرهیختگان #محمدمهدی_مجاهدی #رینلد_نیکلسن #آرتور_آربری #مولانا #مثنوی_معنوی #عرفان #تاریخ_اندیشه
#فرهیختگان روزن آگاهی
Post #75992
753