🔴 ایران در حلقه فشار - بخش۱
🟣 از محاصره نفت تا محدودشدن پشتوانه چین
🔸گزارش راهبردی | ایرانبریف ۳۶۰ | ۶ مهر ۱۴۰۵ - سهیل جمشیدپور
🔹فشار علیه ایران در حال تغییر ماهیت است، مساله دیگر تنها تحریم، حمله نظامی یا محدودیت فروش نفت نیست؛ مجموعهای از فشارهای مالی، دریایی، لجستیکی، تجاری و سیاسی در حال اتصال به یکدیگرند تا ظرفیت ایران برای تامین ارز، حفظ تجارت و بازسازی توان اقتصادی و صنعتی محدود شود.
🔸در این میان، دو تحول اهمیت ویژه دارد: فشار مستقیم واشنگتن بر پکن برای کاهش حمایت از تهران و هشدار اسکات بسنت درباره کاهش شدید نفت ایرانِ آماده تحویل در دریا.
🔹دیوید پردو، سفیر آمریکا در چین، پس از دیدار دونالد ترامپ و شی جینپینگ گفت ترامپ به رهبر چین تصریح کرده که کمک مستقیم یا غیرمستقیم به ایران، از جمله کمک اطلاعاتی، قطعات و تجهیزات نظامی، از نگاه واشنگتن قابل قبول نیست، پردو همچنین گفت: نشانههایی از کاهش این حمایتها دیده میشود؛ هرچند جزئیات و دامنه این کاهش بهطور مستقل روشن نیست.
🔸اهمیت این تحول در خود "قطع کمک چین" نیست؛ در تغییر محاسبه پکن است؛ چین همچنان در پرونده ایران فعال است و مسیر دیپلماتیک را دنبال میکند، اما همزمان نشانههایی وجود دارد که حاضر نیست برای حفظ سطح قبلی همکاری با تهران، هزینه مستقیم و فزایندهای در برابر واشنگتن بپردازد. بنابراین مساله را باید نه "رهاشدن ایران از سوی چین"، بلکه کاهش حاشیه امنیت ایران در برابر فشار آمریکا دید.
🔹در سوی دیگر، اسکات بسنت در ۲۷ سپتامبر مدعی شد تنها حدود ۱۵ میلیون بشکه نفت ایران در حال حاضر برای تحویل باقی مانده و انتظار میرود این محمولهها ظرف حدود دو هفته به چین برسند؛ او این وضعیت را نشانه محدودشدن شدید توان ایران برای تجارت خارجی دانست. این رقم، برآورد دولت آمریکاست و نباید با کل نفت ایرانِ ذخیرهشده روی آب یکسان تلقی شود؛ دادههای کشتیرانی و برآوردهای پیشین ارقام متفاوتی برای کل نفت ایران در ذخایر شناور ارائه کردهاند.
🔸با این حال، فارغ از اختلاف اعداد، روند اصلی روشن است: بارگیری و صادرات نفت ایران بهشدت کاهش یافته و چرخه جایگزینی محمولههای صادراتی مختل شده است. در چنین شرایطی، اهمیت ذخیره نفت روی آب نه فقط در حجم آن، بلکه در سرعت مصرفشدن آن و ناتوانی احتمالی در جایگزینی سریع محمولههاست.
🔹این نقطه، قلب راهبرد فشار واشنگتن است:
کاهش صادرات نفت منجر به کاهش درآمد ارزی و آن موجب فشار بر ریال و این فشار به افزایش هزینه واردات می انجامد که فشار بر تولید و مصرف را تشدید کرده و در نهایت به کاهش توان مالی دولت و بخش خصوصی، ختم می شود.
🔸اما حلقه دوم نیز همزمان در حال شکلگیری است:
فشار بر چین برای کاهش انتقال قطعات، تجهیزات و حمایتهای حساس و دشوارتر شدن بازسازی ظرفیت صنعتی و نظامی ایران: به این ترتیب، فشار از "جریان نقدینگی" به "ظرفیت بازسازی" منتقل میشود؛ تفاوتی بنیادی میان تحریم سنتی و محاصره اقتصادی موثر.
🔹از سوی دیگر، کاهش شدید تردد تجاری در تنگه هرمز نشان میدهد اختلال حملونقل دریایی اکنون یک متغیر واقعی در اقتصاد منطقه است. با این حال، این به معنای کنترل مطلق هرمز توسط آمریکا نیست؛ مسیرهای جایگزین و خطوط لوله همچنان بخشی از جریان انرژی را حفظ کردهاند و حتی آمریکا و کشورهای منطقه در حال تقویت گزینههای کاهش وابستگی به این گذرگاه هستند.
🔸در داخل ایران، این فشار خارجی با بحرانهای داخلی همافزا شده است: کاهش قدرت خرید، جهش قیمت کالاهای ضروری، دشواری تامین دارو و فشار بر بنزین و صنایع. در چنین محیطی، اعتراض اقتصادی دیگر پدیدهای جدا از بحران امنیتی نیست؛ زیرا هر اختلال تازه در ارز، غذا، سوخت یا اشتغال میتواند بخشی از فشار اقتصادی را به حوزه اجتماعی منتقل کند.
🔹در مقابل، تهران هنوز اهرمهایی در اختیار دارد: توان ایجاد اختلال منطقهای، ظرفیت نظامی، شبکههای ارتباطی خارجی و امکان استفاده از هرمز بهعنوان ابزار فشار. اما هرچه مسیرهای جایگزین انرژی برای منطقه بیشتر شوند، ارزش اقتصادی این اهرمها نیز تغییر میکند. بازگشت بخشی از ظرفیت خطوط جایگزین عربستان نمونهای از همین روند است.
🔸از این منظر، تهدید اصلی برای ایران نه "تمامشدن ناگهانی نفت" و نه "فروپاشی فوری اقتصاد" است؛ بلکه فرسایش تدریجی ظرفیت ملی است: فرسایش ارز، سرمایه، تولید، تجارت، لجستیک و اعتماد اقتصادی، همزمان با فشار بر جامعه.
@IranBrief360
Post #285
411