در فضای تحلیلهای امروز، تقریباً یک اجماع شکل گرفته: ایران باید فشار خود را بر تنگه هرمز افزایش دهد و عبور و مرور را سختتر کند. این نگاه فقط یک موضع احساسی نیست پشتش یک منطق اقتصادی روشن قرار دارد. در شرایطی که قیمت جهانی نفت نقش تعیینکنندهای در معادلات سیاسی و اقتصادی دارد، هرگونه افزایش تنش در تنگه، مستقیماً روی بازار انرژی اثر میگذارد و این همان نقطهای است که بسیاری معتقدند ایران باید از آن بهره ببرد.
در این میان، گاهی شنیده میشود که «ایران توان کافی ندارد» یا «با تجهیزات فعلی نمیتواند فشار مؤثر ایجاد کند». چنین ادعاهایی معمولاً از سوی کسانی مطرح میشود که شناخت دقیقی از توان عملیاتی و تجربهی نیروهای مسلح ندارند و تصویرشان از میدان، بیشتر رسانهای است تا واقعی.
اما یک نکتهی مهم وجود دارد که کمتر دربارهاش صحبت میشود و اتفاقاً باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد: افزایش هزینهی انسانی برای عبور از تنگه.
یعنی سطح بازدارندگی فقط با سختتر کردن مسیر یا افزایش تعداد حملات تعیین نمیشود؛ بلکه با ایجاد این تصور که عبور از تنگه میتواند برای خدمهی کشتیها خطر جانی داشته باشد، بازدارندگی واقعی شکل میگیرد. وقتی ناخدا و ملوان بدانند عبور از این مسیر فقط یک ریسک مالی نیست، بلکه ممکن است به قیمت جانشان تمام شود، دیگر حتی دریافت پول بیشتر هم انگیزهی کافی برای عبور نخواهد بود.
در چنین شرایطی، بازدارندگی از یک مفهوم صرفاً نظامی فراتر میرود و تبدیل میشود به یک محاسبهی انسانی ، محاسبهای که هر تصمیمگیر در دریا مجبور است قبل از ورود به تنگه انجام دهد.
پس به گونه ای بزنید که تلفات بگیرید و کشتی را از بین ببرید .
ابزارش هست ٫ از شهپاد و زهپاد گرفته تا کروز و بالستیک و راکت هدایت شونده
✈️@IR_AERO🚀
Post #9396
1.92K

- 👍 93
- 👌 4
- 👏 1