سرودهای از نکونام زنده یاد استاد دکتر عبدالحمید حسابی در باره ایراناودر باره این سروده اینچنین میگوید:
در یکی از سفرهایم و هنگام بازگشت از بوينس آيرس در هواپيما و بر فراز اقيانوس اطلس شاهد غروب و طلوع خورشيد در اقيانوس به فاصله چندين ساعت بودم. لحظات عجيبی بود و حال و هوایی خاص به من دست داده بود. در این حال و هوا برای ایران نوشتم:
نامت را خواهم نوشت، با پرتو خورشيد، در تاريكی و روشنايی و بر تمامی كهكشانها.
نامت را خواهم نوشت، بر روی ابرها، بر آبی آسمانها و بر پهنه درياها. نامت را خواهم نوشت بر شنهای داغ كوير، بر برفهای سفيد كوهسارها، بر يخهای سرد قطب و بر آبهای داغ استوا.
نامت را خواهم نوشت، بر برگ برگ گلها و بر بال همه پروانه ها و بر پوسته همه درختان كهن.
نامت را خواهم نوشت، در همه شهرها، روی ديوارهای دلتنگی و بر چراغ های نورانی و در كوچه های غريب و آشنا، نامت را خواهم نوشت بر سر فصل همه كتابها، بر بوم همه نقاشی ها، بر پيكر همه مجسمه ها، در آغاز همه اشعار، و بر الفبای همه نواها و ترانه ها.
نامت را خواهم نوشت، بر دهان های خاموش و لب به سخن ناگشوده، بر حنجره های ساكت و ارام و بر دلهای بی قرار و نا آرام.
نامت را خواهم نوشت، بر همه قاره ها و بر فراسوی همه مرزها و سرزمين ها
نامت را خواهم نوشت و اگر عمرم ادامه يابد سالی ديگر، نه! فردايی ديگر نامت را بر تمام صحنه های گيتی خواهم نوشت. و اگر اجل فرارسيد فردای قيامت نامت را با اجازه خدا و بر رستاخيزش خواهم نوشت،
ايران، سرزمین من.
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf