آخرين "يلدا "؟
به قلم استاد دکتر بابک زمانی، رییس انجمن استروکایران
🔹دكتر يلدا استاد بزرگ طب كسی كه به عنوان الگوی طبابت در اذهان جامعه پزشكی شناخته ميشد و هسته اصلی اخلاق به معنای قضاوت در نيك وبد رفتار پزشكی و از اين رو طبيب جامعه پزشكی محسوب ميگرديد ، ديروز آخرين يلدای خود را تاصبح نپاييد ! بيمار بماند و طبيب برفت !
🔸 آيا دكتر يلدا ، از سلاله طبيبان بزرگی كه ما را به حكمای تاريخی مان ربط ميدادند اخرين بود ؟ آنان كه ضمن اشراف بر اخرين دانش روز، بيمار را ، و نه فقط علايم او را كه درد و رنج اورا ، بستر اجتماعی و خانوادگی او را نميديدند بلكه استنشاق ميكردند ! تحقير روزافزون كار پزشكی به معنای مطلق ان ، يعنی شنيدن و ديدن و بوكردن وشرح حال گرفتن و معاينه كردن و ماهيت بيماری را به زبان ساده توضيح دادن و فايده ای رساندن در برابر اعمال و اقدامات تكنولوژيك ظاهرفريب پزشکی ، واقعيتی انكار ناپذير است . اما آموزه خود دكتر يلداست كه هيچ چيز قادر نخواهد بود جامعه پزشكی را از توليد يلدا های جوان باز بدارد .
🔹گيرم رشته های داخلی ای كه تنها به همان كار انسانی ميپردازند روز بروز در برابر رشته هايی كه حتی جراحی هم نيستند، اما به نوعی كار عملی اراسته شده اند رنگ ببازند ، گيرم اقبال بسياری از جوانان به سمت رشته هايی باشد كه هر چه بيشتر از بيمار دورشان ميكند، گيرم كه رشته هايی كه نام های اساطيری پزشكی ما به آن ميپرداخته اند يا هنوز ميپردازند مورد عنايت مردم و جامعه نباشند، گيرم نقش و اهميت طبيب به عنوان يك انسان تصميم گير در اذهان جامعه ما هر چه كم رنگ تر و كم رنگ تر شده باشد، واقعيت اما آن است كه هيچ فرماسيون اقتصادی و اجتماعی قادر نخواهد بود دانش طب را از ميراث انسانی آن، از ميراث يلدا ها ، قريب ها، مقتدر ها و دواچی ها تهی كند .آنچه از او و آن كلاس های پرشور و پر محبتی كه در آن زيرزمين تنگ بخش عفونی بيمارستان امام برگزار ميشد در خاطر جامعه پزشكی، از پيرترين ها تا جوان ترين ها مانده قابل زدودن نيست .درس محبتی كه دهها سال عليرغم تنش های مختلف اجتماعی، تندی ها و خشونت هايی كه خارج از ديوار های آن مريض خانه جريان داشت هيچ گاه باز نايستاد .آنجا سوای آنچه كه درباره بيماری های عفونی گفته ميشد طبيبان رشته های ديگر را هم به خود جذب ميكرد تا مدلی واقعا موجود از يك "طبيب انسان" با تمام ابعاد مختلفش را نظاره گر باشند و زاويه و فاصله خود را با او بسنجند ! بعد از كلاس او در صندلی چوبی كنار ميز رياست بخش كه هيچگاه آن را نپذيرفت می نشست تا بچه ها هر كس بيمار پيچيده ای در هر بخشی دارد مطرح كند و او آنچه ميگفت حتما مفيد بود حتی اگر گفته بود نا اميد نشو ! و فرقی نميكرد رزيدنت سال اولی باشی كه عملا حمال يكی از بخش هاست يا اتند(استاد ) همان بخش ! با همه با يك نگاه و يك لحن برخورد ميكرد .آن اتاق تنها جايی از بيمارستان بود كه سال يكی هم نه تنها آدم، كه طبيب بود .
🔸 شب دراز است اما دكتر يلدا به ما آموخت كه زندگی ادامه خواهد يافت و او آخرين يلدا نخواهد بود. يلداهای بسياری همين الان در اطراف و دور ونزديك حضور دارند، بسيار جوانند اما بسيار پرتلاش . نرفته اند ،مانده اند و نخواهند رفت. من هرروز بسياری از آنها را ملاقات ميكنم. تعدادشان اندك است اما مثل گوهری كوچك اما شب چراغ به چشم می آيند .آنها تمام يلدای طولانی را خواهند تابيد تا صبح بدمد.
مورنينگ ده ها ساله بخش عفونی بيمارستان امام نميتواند بی حاصل بماند .
منبع :
روزنامه شرق، دوم دی ماه ۱۳۹۶ خورشیدی، يادداشت روز شنبه صفحه آخر
و کانال تلگرامی یادداشت های دکتر بابک زمانی
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
Post #93
3.48K