✅هفت درس از استاد استادان پروفسور علیرضا یلدا
دکتر حمیدرضا نمازی
متخصص اخلاق پزشکی
عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم پزشکی تهران
🔹۱- شوخطبعی:
همه شاگردان و همکارانش از قدیم، طنز شیرین و شوخطبعی او را به یاد دارند. در بحبوحه کار و درس و بحث، هرگز کنج عبوسی نمی گرفت و همیشه شاد بود و شادی می آموخت. او به ما یاد داد که شوخطبعی، فانتزی طبابت نیست؛ بلکه طریق غلبه بر عوارض سختی کار است. از هوشمندی استاد یلدا بود که مفهوم استادی را با نخوت و عصاقورت دادگی معنا نکرد و طبابت و مطایبه را به هم آمیخت.
🔹۲- احترام به تاریخ:
جلسهای نبود که دکتر یلدا در آن سخن بگوید و نامی و نشانی از بزرگان و استادانش نیاورد. او در دهه هشتم زندگی با یاد کردن از اسلافش انگار میخواست به ما شگرد شاگردی کردن یاد دهد. همان زمان که او را پدر عفونی ایران نامیدند، از استاد دکتر بینشور نام آورد که استاد عفونی دانشکده بود و یلدا اصلا به خاطر سلوک و سیاق او عفونی را برگزیده بود. استاد یلدا به ما یاد داد که تاریخ ذخیره اخلاق است.
🔹۳- مهربانی:
او بر همه سخت میگرفت تا مهربان باشند. علت دعواهای معدودش، نامهربانی شاگردان با بیماران بود.”مفهوم خطای بیمار” در قاموس طبابتش جایی نداشت و از این رو به بیمار که می رسید، محض مهربانی و لطف بود. با دانشجویان نیز چنان بود که احساس میکردی مراتب استادشاگردی گاهی در اکسیر مهربانیاش حل میشود و به هم میریزد. او به ما یاد داد تا قضاوتهایمان را تعلیق کنیم. خوش نمیداشت کسی مدام به این و آن قضاوتی را ضمیمه کند. راز مهربانیاش همین بود.
🔹۴-اهل تظاهر نبود:
همان بود که مینمود. نجابت و اصالتی که به پزشکی ایران بخشید، اثر و ثمر همین بیریایی و تظاهرگریزیاش بود.
🔹۵- ارزش ذاتی انسان:
او کرامت انسان را به رغم گستره ی گسترده ی مطالعات غیر پزشکیاش، از متون نظری نشناخته بود. انسان یلدا، از میان بیماران سربرآورده بود. هر چه بیمارتر و فقیرتر میدید، کرامت انسانیاش را جدیتر میگرفت. او بیماران را نه تنها با چشمانش، که از فراز بام بیمارستان امام نظاره میکرد تا قضاوتش محدود نماند. همین بود که برای مهربانیهایش و برای ارزشمندی دیگران، دنبال دلیل نمیگشت.
🔹۶- معنویت و اخلاق:
اخلاق پزشکی در نظر دکتر یلدا پیچیده نبود. گاهی با نگاهی میتوانست تمام اخلاق را ادا کند. سادگی در اخلاق، درس پیچیدهای بود که دکتر یلدا سالها آن را تدریس کرد.
🔹۷- نکتهبین بود:
انگار حواسش به همهچیز بود؛ به سلامهایی که میشد، به نگاهی که هنگام سخن گفتن تقسیم میکرد، به چشمان دانشجویی که احساس می کرد نفهمیده است و به هزار ملاحظه استادانه و سختگیرانه دیگر.
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
Post #46
1.77K