پیام نوشتاری دکترحسین بشیریه
به همایش «ایران، خانه اندیشمندان»
در طول تاریخ، حکومتها در مواجهه با اندیشههای نو و انتقادی، اغلب واکنشهایی خشونتآمیز و سرکوبگرانه نشان دادهاند. مراکز فکر، کتابخانهها، دانشگاهها، محافل فلسفی و ادبی، و شخصیتهای برجسته علمی و فکری، همواره از نخستین قربانیان چنین سیاستهایی بودهاند. هدف اصلی این حملات، مهار آزادی اندیشه و جلوگیری از گسترش آگاهی عمومی بوده است؛ امری که در نهایت تأثیرات مخربی بر توسعه فرهنگی، علمی و اجتماعی جوامع گذاشته است.
از نمونههای بارز در این زمینه، میتوان به سوزاندن کتابخانه بزرگ اسکندریه اشاره کرد. این کتابخانه یکی از بزرگترین مراکز دانش در دنیای باستان بود و نابودی آن، ضربهای سنگین به حافظه علمی بشریت وارد کرد. در قرون وسطی، کلیسای کاتولیک در اروپا با دادگاههای تفتیش عقاید، چهرههایی مانند گالیله و جوردانو برونو را مورد آزار قرار داد. برونو به خاطر حمایت از نظریه بی نهایت بودن هستی سوزانده شد، و گالیله مجبور به انکار یافتههای علمیاش شد تا از مرگ بگریزد.
در ایران نیز، در دورههای مختلف تاریخی، اندیشمندان و روشنفکران قربانی سیاستهای استبدادی شدند. بهعنوان مثال، سرنوشت احمد کسروی و سعیدی سیرجانی و بسیاری از نویسندگان معاصر دیگر، نمونههایی از این سرکوبهاست. در قرن بیستم، حکومتهای تمامیتخواهی مانند رژیم نازی در آلمان، کمونیسم شوروی، و انقلاب فرهنگی در چین، به شکلی سازمانیافته مراکز علمی و فکری را تعطیل و یا به ایدئولوژی رسمی وابسته کردند. در شوروی، نویسندگانی چون الکساندر سولژنیتسین تبعید یا زندانی شدند و در آلمان نازی کتابسوزانهای عمومی برگزار شد که صدها هزار اثر فکری و ادبی در آن نابود گردید. در چین، طی انقلاب فرهنگی، هزاران استاد دانشگاه، هنرمند، و روشنفکر مورد توهین، ضرب و شتم یا حتی اعدام قرار گرفتند.
نتایج این اقدامات همواره فاجعهبار بوده است. رکود علمی، فرار مغزها، ایجاد جو خفقان و بیاعتمادی اجتماعی، از بین رفتن پویایی فرهنگی، و تضعیف روحیه نوآوری، تنها بخشی از عواقب این حملات هستند. جامعهای که مجال ابراز آزادانه اندیشه را نمیدهد، دیر یا زود به سمت واپسگرایی، خودسانسوری وجمود حرکت خواهد کرد.
در مقابل، آزادی اندیشه یکی از مهمترین پیشنیازهای رشد و توسعه در هر جامعهای است. اندیشه آزاد، زمینهساز نوآوری، گفتوگوی اجتماعی، اصلاح ساختارها و پیشرفت علمی و فرهنگی است. به همین دلیل، اندیشمندان بزرگی در طول تاریخ بر اهمیت آزادی بیان و تفکر تأکید کردهاند.
ولتر، فیلسوف عصر روشنگری، گفته است: «ممکن است با سخنت مخالف باشم، اما حاضرم جانم را بدهم تا تو حق گفتن آن را داشته باشی.»
جان استوارت میل هشدار میدهد: «ساکت کردن صدای کسی یعنی انکار انسانیت او.»
آلبرت اینشتین میگوید: «آزادی اندیشه نه تنها حق انسانی، بلکه نیاز رشد علمی است.»
توماس جفرسون، یکی از بنیانگذاران جمهوری آمریکا، گفته است: «اگر مرا بین داشتن حکومت بدون مطبوعات آزاد، یا مطبوعات آزاد بدون حکومت مخیر کنند، دومی را انتخاب میکنم.»
امام محمد غزالی در قرون وسطی مینویسد: «شجاع کسی است که فکر کند، حتی اگر از نتیجه آن هراس داشته باشد»
پس به طور کلی میتوان گفت
حمایت دولتها از آزادی و فعالیت مراکز فکری و کانونهای تولید و توزیع اندیشههای نو، نقشی اساسی در پیشرفت اجتماعی و فرهنگی جوامع ایفا میکند. این مراکز، فضایی برای تبادل آزاد افکار، نقد سازنده و رشد ایدههای نوآورانه فراهم میکنند. آزادی اندیشه سبب میشود که نخبگان و پژوهشگران بدون ترس از سانسور یا سرکوب، به بررسی مسائل جامعه بپردازند. دولتها با فراهمکردن بسترهای قانونی و مالی، میتوانند به شکوفایی فکری جامعه کمک کنند. مراکز فکری مستقل، عامل بیداری اجتماعی و آگاهی عمومیاند. آنها با تولید دانش بومی و جهانی، راهحلهایی برای چالشهای پیچیده اجتماعی و فرهنگی ارائه میدهند. همچنین موجب پرورش نسل جوانی منتقد، خلاق و مسئول میشوند. عدم حمایت از این مراکز، به رکود فرهنگی و تقلیدگرایی میانجامد. در نهایت، پیشرفت پایدار تنها در سایه آزادی اندیشه و مشارکت فکری محقق میشود.
حسین بشیریه
۵ شهریور ۱۴۰۴
#انجمن_علمی_مطالعات_صلح_ایران
https://t.me/ipsan