🔰گزارش ایبنا از نشست نقد و بررسی کتاب «افسانه قرون وسطی»؛
ایدئولوژیزدایی از ساحت فلسفه
از نقد روایت عصر تاریکی تا بررسی نسبت فلسفه، دین و مدرنیته
🔸عارف مسعودی گفت: اساساً نقطه کلیدی روششناسی براگ که برای من بسیار جذاب است در همین موضعگیری نقادانه او در برابر روایتهای کلیشهای، راحت و سادهانگارانه است. او بهنوعی در حال ایدئولوژیزدایی از ساحت فلسفی است. براگ در روایت خود دقیقاً در حدفاصل این دو افسانه (افسانه عصر تاریکی مطلق در برابر افسانه عصر طلایی مطلق) قرار میگیرد
🔸️به واقع قدرت این کتاب و شیوه استدلالی براگ در برابر همین روایتهای کلیشهای و راحت است که ظاهر میشود به واقع آن چه که براگ در میان یا حدفاصل این دو افسانه پیدا میکند بسیار جریانی پیچیدهتر است. یعنی گر چه سه سنت دینی که فلسفه یونان را میخواندند از یکدیگر ترجمه و اقتباس میکردند اما الزاما یکدیگر را همفکر و شریک گفتگویی برابر نمیدیدند.
🔸او بهنوعی در حال ایدئولوژیزدایی از ساحت فلسفی است. براگ در روایت خود دقیقاً در حدفاصل این دو افسانه (افسانه عصر تاریکی مطلق در برابر افسانه عصر طلایی مطلق) قرار میگیرد. به واقع آن چهبراگ در حد فاصل این دو افسانه پیدا می کند جهانی بسیار پیچیده تر از تصورات کلیشه ای ماست.
🔸️یکی از تأکیدات اساسی براگ میزان بازگشت فیلسوفان قرون وسطی به ارسطو است. او معیار تداوم نهادینهشدن فلسفه را همین بازگشت به ارسطو میداند. دقیقاً به همین علت، در امتداد یک نگاه اروپامحور آخرین فیلسوف حقیقی جهان اسلام را ابنرشد میداند و درست در همین نقطه با متفکری چون هانری کُربَن زاویه پیدا میکند.
🔸️براگ معتقد است که بازگشت آگاهانه به قرون وسطی امکان درکی درست از دیگر موضع روشی نویسندگان این دوره را برای ما فراهم میکند که همانا فضیلت خود فروبینی در فرایند پژوهشهای آنهاست. به اعتقاد براگ این نکته کلیدی است که ما را در فهم چگونگی وام گیری نویسندگان قرون وسطایی از یکدیگر علی رغم تعلقات مذهبی متفاوت، یاری می رساند
🔸️پژوهشگران معمولاً حداکثر دو سنت دینی را با یکدیگر مقایسه میکنند، اما براگ میتواند مقایسههایی میان هر سه سنت اسلامی، یهودی و مسیحی انجام دهد. افزون بر این، او صرفاً مورخ اندیشه نیست که گذشته را روایت کند، بلکه فیلسوف، الهیدان و اندیشمند سیاسیای است که با متفکران قرون وسطی وارد گفتوگو میشود و مخاطب را نیز به این گفتوگو فرامیخواند.
🔸متفکرانی چون براگ در فرانسه و جان میلبنک، بنیانگذار جریان ارتدوکسی رادیکال در بریتانیا، معتقدند دین را نمیتوان به کارکردهای اجتماعی و سیاسی آن تقلیل داد. از نظر این جریان، دولت مدرن سکولار ـ لیبرال خود بخشی از بحران مدرنیته است و برای عبور از این بحران باید به کلیسا و سنت مسیحی بهعنوان الگویی برای نظم اجتماعی اروپا بازگشت.
🔸️براگ معتقد است کاربرد مفهوم «سه دین ابراهیمی» میتواند با مغالطه همراه باشد؛ زیرا تفاوتهای اساسی این سنتها را در خود پنهان میکند. برای مثال، اسلام را دین شریعت میداند، درحالیکه مسیحیت را دین ایمان معرفی میکند و معتقد است مسیحیت از نظام فقهی مشابه اسلام برخوردار نیست. همچنین در این صورتبندی، کتاب مقدس در مسیحیت بهمثابه گواهی تاریخی بر تجسد کلمه یا لوگوس در شخص عیسی مسیح فهمیده میشود، درحالیکه در اسلام، قرآن کلام خدا تلقی میشود.
🔸️مقایسه براگ میان فقدان شریعت در مسیحیت و حضور شریعت در اسلام، بهتنهایی کافی نیست؛ زیرا نبود شریعت به معنای فقدان نظام حقوقی نیست. در مسیحیت، سنت گستردهای از حقوق کانونیک وجود داشت و متخصصان این حوزه، یعنی کانونیستها، در شکلگیری ادبیات حقوقی و فقهی قرون وسطی نقش مهمی ایفا کردند.
ibna.ir/x6KGR
@ibna_official
Post #6185
353
انجمن علوم سیاسی ایران انجمن علوم سیاسی ایران تقدیم میکند: 📚 جلسه نقد و بررسی کتاب «افسانه قرون وسطی» با عنوان اصلی: The Legend of the Middle Ages\ اثر رمی براگ (Rémi Brague) 🔹 موضوع نشست: کاوشهای فلسفی در باب اسلام، یهودیت و مسیحیت در قرون وسطی با حضور و سخنرانی: …